نظام اجتماعی

نظام اجتماعی 

Social system

زینب تابع جابری 

واژه ی system که به نظام ترجمه شده است به مجموعه ای از واحدهایا عناصرمرتبط به  هم اشاره داردکه به منظورتامین اهداف از پیش تایین شده در ارتباط وتامل بایک دیگر فعالیت می کنند واژه  نظام برگرفته از نظم است نظم نتیجه ی نهایی انتظام ودرنتیجه ذات زندگی است از این رو از دیر باز مفهوم جامعه را باکلمه ی اجتماع به کار میبرند به همین دلیل پارمو وپارسونز کلمه ینظام رابه معنای مجموعه ای یگانه ازحوضه ی فیزیکی وزیستی اتخاز ونظام اجتماعی راجایگزیننظم اجتماعی کرده اند

واژه نظام را در فارسی به جای «سیستم» به کار می بریم و منظور از آن، مجموعه ای از انسان ها به صورت فردی و یا گروهی و مجموعه ای از نهادها  است که با یکدیگر روابط مشخصی در یک زمان و مکان مشخص بر قرار می کنند. اما باید توجه داشت که قرار گرفتن  افراد در رابطه با یکدیگر در مجموعه های کوچک یا بزرگ لزوما از این «جمع» ها یک نظام نمی سازد.  
مفهوم نظام در علوم اجتماعی  لااقل به دو صورت نزدیک به هم به کار رفته است نخست به معنای  واژه ای عمومی که منظور در آن از روابط، مبادلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره است که لزوما نمی توان در آنها  هیچ گونه «جبر» و الزامی دید و تنها می توان ادعا کرد که روابطی «اتفاقی» نبوده و بنابراین قابل  تعبیر و توضیح دادن هستند. 
اما ساختار در معنایی سخت تر نیز در علوم اجتماعی به کار رفته است و آن به وسیله ساختارگرایان بوده است. از نگاه این گروه روابط میان انسان ها، گروه ها و نهادها نه تنها «اتفاقی» نیستند ، بلکه  از نظم و منطقی خاص تبعیت می کنند که اگر بتوانیم آن را به دست بیاوریم می توانیم تا حد زیادی  این روابط  و نتایج آنها را «پیش بینی» کنیم. 
 جدل میان ساختارگرایان در هر دو معنی که در بالا گفتیم و سایر نظریه پردازان در علوم اجتماعی  تقریبا از ابتدای  شروع این علوم تا امروز وجود داشته است و هنوز به نتیجه مشخص و قابل دفاعی در هیچ یک از دو طرف نرسیده است. در این امر باید نقش پیچیده شدن هر چه بیشتر  روابط و فرایندهای اجتماعی را نیز در نطر داشت. در حقیقت، هر اندازه جوامع انسانی بزرگ تر می شوند  یعنی جمعیت های بیشتری را در محدوده هایی نسبتا کوچکتر جای می دهند و انباشت جمعیت و روابط را بالا می برند و هر اندازه ،  انسان ها، گروه ها و نهادها،  به جای آنکه تنها یک نقش و وظیفه و کارکرد داشته باشند، از نقش ها، وظایف و کارکردهای  متعددی برخوردار می شوند،  به صورت  تصاعدی بر میزان  داده ها و عوامل موثر بر  شکل گیری و تحول روابط اجتماعی افزوده می شود.  و هر اندازه این پیچیدگی بیشتر می شود، استدلال «پیش بینی پذیری» تضعیف می شود. 
با وجود این، باید توجه داشت که «پیش بینی پذیری» خود باید  در شرایط پیچیده امروز دوباره تعریف شود. به معنای دیگر، درست است که امروز آنقدر تعداد عوامل  موثر بر روابط اجتماعی زیاد است که  «پیش بینی» به خودی خود تقریبا غیر ممکن است،  اما این بدان معنا نیست که  این عوامل موثر در یک «بازی بی قاعده و اتفاقی» عمل می کنند. آنچه می توان در این مورد گفت، حال چه ساختار گرا از نوع سخت آن باشیم و چه اصولا به نوعی از ساختار  باور داشته باشیم ، آن است که  نظام های اجتماعی نمی توانند بدون وجود نظمی درون خود به حیات خویش ادامه بدهند. وجود این نظم البته به معنی وجود «قانون» یعنی وجود «جبر» نیست. اما  باید بر این نکته تکیه کرد که  ناتوانی ما در  درک نظم موجود، این نظم را از میان نمی برد. افزون بر این  درک این نظم خود یک امر تقریبی است یعنی  ما لزوما تمام نظم را  و تمام  سازوکارهای  ظریف آن را تشخیص نمی دهیم، اما می توانیم روند ها و گرایش های  مهم را تشخیص دهیم. 
مثالی در این مورد موضوع را روشن می کند. امروز ما در جامعه ای زندگی می کنیم که میزان باسوادی در آن تقریبا نزدیک به صد در صد است و میزان جمعیت جوان در آن  بیش از دو سوم کل جمعیت است.  اگر این داده ها را با داده های مشابهی برای مثال در صد سال پیش مقایسه کنیم، بدون شک باید درک کنیم که چنین جامعه ای را نمی توان  همچون صد سال پیش مدیریت کرد. «نظم» مورد بحث ما به همین امر بر می گردد،  یعنی فرایندی که جمعیتی جوان و با سواد را به وجود آورده است در خود دارای نیرویی است که  صرفا به ایجاد این جمعیت محدود نمی شود و در ادامه حرکت خود نیازهایی را به وجود می آورد که باید ارضا شوند وگرنه جامعه خود را با خطراتی روزافزون  روبرو می کند. 
اگر حتی همین موضوع نسبتا ساده را درک کنیم خواهیم فهمید که به کار گیری ابزارهایی که به جای ارضای نیاز ها تلاش می کنند آن نیاز ها را از بین بببرند ، نه تنها منطقی نیست ، بلکه دیر یا زود کار را بن بستی می کشاند ، که به آن یک بن بست ساختاری می توان نام داد. و اگر این بن بست با راه های منطقی باز نشود،  در خود نوعی انرژی منفی ذخیره می کند که می تواند کا را به  بالا گرفتن تنش ها تا حدود بسیار  سختی در سطح جامعه بکشاند. از جمله از طریق افزایش آسیب ها و مسائل اجتماعی که در  یادداشت های بعدی درباره آنها سخن می گوئیم. (ناصر فکوهی، سایت انسان شناسی و فرهنگ) 

پدیده اجتماعی

پدیده اجتماعی

Social phenomena

کیمیا سلیمانی نژاد

پدیده های اجتماعی هم از این نظر موجودیت پیدا میکنند که از زندگی اجتماعی نشآت گرفته اند و به این مناسبت است که به آن ها صفت اجتماعی می دهیم این امور اداری موجودیت مستقل هستند ، در جامعه بوجود می آیند و تغییر و تحول پیدا می کنند و در هر اجتماعی بشکل خاصی ظاهر می شوند چناچه خواسته باسیم پدیده های اجتماعی را تشخیص دهیم میتوانیم به وضع زندگی و روابط مردم در ابعاد مختلف زمان و مکان و نحوه ی احساس و تفکر اجتماعی آنها توجه کنیم.

 انواع پدیده های اجتماعی

 *پدیده های طبیعی

*پدیده های زیستی

*پدیده های اجتماعی

 طبیعی است که هر یک از این پدیده ها دارای قلمرو خاصی هستند و موضوع  علوم گوناگونی قرار می گیرد. اما بدیهی است که این سه دسته فوق با یکدیگر پیوستگی و ارتباط دارند و این تفکیک از نظر جدایی کامل آنها نیست بلکه از نظر سهولت بررسی و شناسایی هر کدام است. این ارتباط از آن جا آشکار میشود که در نظر بیاوریم اساسا تمام پدیده ها با هم ارتباط دارند و بی تردید هر پدیده ی زیستی تحت تاثیر شرایطی طبیعی و اجتماعی نیز قرار میگیرد.

پدیده های اجتماعی هم بطور موضوع علوم اجتماعی هستند .

 بطور کلی پدیده عبارت است از آنچه که خود را نشان می  دهد ، با شواهدی آشکار می شود ، یا از طریق حواس و هوشیاری درک میشود . در زبان جامعه شناسی پدیده به هر واقعیت اجتماعی گفته می شود البته در حالیکه برای همه آشکار و عینی باشد ، پدیده های اجتماعی زمینه ی علوم اجتماعی هستند.

دور کیم  جامعه شناس فرانسوی از کسانی است که بیش از همه به بحث درباره ی ماهیت پدیده های اجتماعی ، خصوصیات آن ، روش مشاهده ، و بررسی آن و سایر مشخصات مربوط بحث کرده است.

 نظریه " روش "

 توصیه میکند که محقق قبل از مطالعه در پدیده های اجتماعی باید موارد زیر را رعایت کند :

1. هر گونه قضاوت یا مفهوم پیش ساخته را از ذهن خویش دور کند.

2. تعریف باید جامع و مانع باشد .

3. پدیده های اجتماعی را باید جدا از جنبه ی فردی و شخصی مورد بررسی قرار گیرد.

 ویژگی های پدیده های اجتماعی

 1.خارجی بودن

 2.جبری بودن

 3.عمومیت داشتن

 خارجی بودن :

 منظور از خارجی بودن ، قرار داشتن پدیده های اجتماعی در خارج از موجودیت یا شخصیت فردی انسان است از آنجا که امور اجتماعی در حکم تصورات جمعی است انسان اصول زندگی اجتماعی ، آداب و رسوم جمعی را پس از تولد در مقابل خود ساخته و پرداخته می بیند.زیرا خواست و اراده ی خود فرد در تشکیل این دخالتی نداشته است.

 جبری بودن :

 منظور از جبری بودن قدرتی است که رفتارها یا قواعد اجتماعی در جامعه داراست و افراد  موظف به اجرای این قواعد هستند بطور کلی پدیده های اجتماعی نوعی قالب یا الگو جهت رفتار افراد تعیین می کنند و آنچه که جبری بودن را تا حدودی تضمین می کند عوارض بعدی آن است.

 عمومیت داشتن:

 منظور از عمومیت پدیده های اجتماعی وجود وشیوع پدیده یا رفتار اجتماعی معینی در جامعه است رواج وعمومیت آداب و سنن و دیگر تشریفات اجتماعی با هر درجه از شدت و قدرتی که باشد حاکی از این خصوصیات است عمومیت تنها محدود به این نیست که هر یک از افراد تک تک رفتار معینی را انجام دهند بلکه آنچه مهم است موجودیت اجتماعی پدیده ی مورد نظر است زیرا این امور حالتی متمایز از آنچه که در ذهن افراد است را دارد.

 طبقه بندی پدیده های اجتماعی :

 الف) پدیده های مربوط به مرفولژی اجتماعی

 ب) پدیده های مربوط به فیزیولوژی اجتماعی 

 ج) پدیده های مربوط به رفتار گروهی و جمعی

 الف) مرفولوژی اجتماعی : شامل خصوصیاتی است که مربوط به ساخت و ترکیب جامعه می باشد مثل وضع سکونت محل سکونت نقشه محل نحوه ی ساختمان ها و اماکن وضع خانه سازی پراکنده و تراکم جمعیت وبطور کلی پدیده های که ساخت و شکل خارجی جامعه را شامل میشود این دسته عموما ثبات قابل ملاحضه ای دارند و در ردیف مادی ترین پدیده های اجتماعی قرار دارند.

 ب) فیزیولوژی اجتماعی : فیزیولوژی اجتماعی شامل پدیدهای است که مربوط به کار کرد ها و روابط نهاد های درون جامعه می باشد و پدیدهایی مثل اموزش وپرورش وتاسیسات مربوط به آن مذهب و سازمان ها تفریحات و نحوه ی گذراندن اوقات فراغت حکومت و نحوه ی روابط سیاسی سازمان های اقتصادی و شبکه ی تولید ومصرف خانواده و روابط خانوادگی و انچه در چارچوب  این نهاد اجتماعی به وجود می آید مظاهر مختلف فیزیولوژی اجتماعی از انجا که تنوع بسیار دارد موضوع شعب گوناگون جامعه شناسی قرارمیگیرد.

 ج) رفتار گروهی وجمعی : این دسته ازپدیده های اجتماعی غیر مادی ترین ودر مواردی کم ثبات ترین پدیده های اجتماعی ممکن است باشند و شامل رویدادها ، افکار ، هیجانات ، احساسات،یاد گیری جنبه هایست که ممکن است در یک گروه ، طبقه  ،  یاقی ملت خاصی ممکن است وجود داشته باشد.

 جریان های اجتماعی :

   که دارای تظاهرمادی وخارجی کمتر هستند ومعمولادر طول زمان بر اثر وجود بعضی رهبران یا بروز شرایط اقتصادی و اجتماعی وسیاسی مشخص به وجود می آیند وممکن است گروه هایا سازمان های معینی هم از این رهگذر ایجاد شود مثل ذهنیت ها ، مکتب های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، ادبی ، دینی و علمی چه انها که دارای عوارض واثار متنوع اجتماعی بودنده اندوهنوز ادامه دارند یا انهایی که در زمانی ایجاد شده وبعد از میان رفته اند همه وهمه از انواع جریان های اجتماعی هستند.

  هیجانات اجتماعی :

 این دسته از این پدیده های اجتماعی غیر مادی ترین و کم ثبات ترین پدیده های اجتماعی بوده و معولا بطور موقت در زمان معین بوجود می آیند هرچند که ممکن است بعضی از آنها پایدار شوند و مبدل به جریان های اجتماعی شوند. هیجانات اجتماعی عموما رودگذر ، شدید و پرتحرک و جنب و جوش هستند و در حکم بر آیندی از نهادها و روابط افراد محسوب می شوند.

 پیوستگی اجتماعی :

 همه ی پدیده های اجتماعی با یکدیگر ارتباطی متقابل و در هم پیچیده دارند و در بررسی هر کدام باید کلیه ی عوام دیگر را به حساب آورد. مذهب که از نوع پدیده های فیزیولوژی اجتماعی است وجود اجتماعات خاص را در مواقع معینی ضروری می سازد این ضرورت در دین اسلام مثلا سبب پیدایش محل خاصی بنام مسجد میگردد که نحوه ی ساخت و شیوه ی معماری آن در بحث موثری اجتماعی قابل مطرح است.                    

تغییر اجتماعی

 

تغییرات اجتماعی

Social Change

زینب سورابی

 

عبارت است از تبدیلات و دگرگونی های که در طول تاریخ در اصول زندگی جامعه و یک ملت رخ میدهد این تغییرات از هزاران عامل داخلی و خارجی و نیروهایی که از آینده و شرایط داخلی یا خارجی گروه است ، پدید می آید.

 انواع تغییرات اجتماعی

الف) تغییر جزیی : در بخشی از نظام صورت میگیرد مانند تغییر در ماکلیت خصوصی و یا اصلاحات در خدمات برای اقشار کم درآمد .

ب ) تغییر کلی : به دگرگونی هایی اطلاق می شود که در کل نظام اجتماعی صورت میگیرد مانند انقلاب

 ویژگی های تغییرات اجتماعی

الف) تغییر اجتماعی پدیده ای جمعی است و لزوما جامعه یا بخش مهمی از آن را در بر میگیرد.

ب ) تغییر اجتماعی باید ساختنی باشد یعنی در کل سازمان اجتماعی یا برخی قسمت های تشکیل دهنده آن ایجاد شود.

ج) تغییر در طول زمان مشخص میشود یعنی باید بتوان بین دو یا چند مقطع زمانی با مجموعه تغییرات آنها را مشخص نمود.

د) تغییر اجتماعی باید مداوم و استوار باشد و سطحی و زودگذر نباشد بنابر آنچه گفته شد تغییر اجتماعی در یک اجتماعی در یک جریان تاریخی در جامعه اثر میگذارد.

 تفاوت تغییر اجتماعی با تحول اجتماعی

تحول اجتماعی مجموعه ای از تغییرات است که در طول یک دوره تاریخی طی یک یا چند نسل در جامعه رخ میدهد . بنابراین تحول اجتماعی فرآیندی است که در یک زمان کوتاه رخ نمیدهد اما تغییر اجتماعی پدیده ای قابل رویت و قابل بررسی در یک مدت زمانی کوتاه است به صورتی که هر شخص معمولی در طول زندگی خود و یا در دوره کوتاهی از زندگیش می تواند تغییر را شخصا تعقیب نمود و نتیجه اش را ببیند.

 نظریه اجتماعی

 الف ) نظریات خطی

 ب ) نظریات دورانی

 کسانی مثل آگوست کنت و اسپنسر و هابر ماس از نظریه پردازان دسته اول هستند

در نظریه خطی : جامعه شناسان به تعبیت از بیولوژی کوشیدند تا تاریخ حیات اجتماعی انسان را در مسیر واحدی تبیین کند و معتقدند جوامع در یک مسیر تک خطی پیش میروند به عنوان اسپنسر معتقد است جوامع از عادت سادگی به پیچیدگی و وسعت در حال تغییرند.

ابن خلدون ، پارتو ، سوروین ، توین بی به قسم دوم تغییر اعتقاد دارند و نظریه های آنان تحت عنوان دورانی است. این را طی می کنند و پیوسته تکرار می شود و جوامع یک حالت دورانی ( دوری ) را دنبال می کنند.

 

منابع :

 WWW.PAJOOHE.COM/FA/INDEX.PHP?PAGE=DEFINITION&UIO29508

جامعه گرایی

 جامعه گرایی

communitarianism

پریسا مهدوی

 

یکی از جریان های مهم فکری منتقد لیبرالیسم سیاسی حاکم بر دوره ی مدرن در غرب است  که در اواخر قرن بیستم تقریبا همزمان با انقلاب اسلامی ایران پا به عرصه تفکر سیاسی گذاشته است . انتشار کتاب " در پی فضیلت " اثر السدیرمک این تایر در سال 1981 و " لیبرالیسم و محدودیت های عدالت " اثر مایکل سندل در سال 1982م را میتوان اعلان موجودیت این جریان تلقی کرد گرچه بیش از این نیز انتقادات مشابهی کما بیش مطرح شده بود حتی گاهی عنوان جامعه گرا به معنایی شبیه کمونیست بکار رفته بود.اما بعد از اینکه سندل عنوان جامعه گرایی را در کتاب خود بکار میبرد ، به تدریج این جریان فکری نام و نشان شناخته شده تری و متمایزتری به معنای امروزی کلمه پیدا می کند .

جامعه گرایی به مفهوم فنی کلمه چیزی است که در خصوص همان مفاهیمی چون ؛ جامعه ، فردیت ، هویت و خرد ، برداشت های خاصی ارایه می دهند و در مقابل لیبرالیسم ، تفاسیر متفاوتی در خصوص همان مفاهیم عرضه می دارد.

 چیستی جامعه گرایی ؟

 در واقع می توان گفت : " جامعه گرایی به عنوان نوعی نگرش در فلسفه ، سیاسی ، از جهتی خاص ، یک واکنش فکری در برابر لیبرالیسم به عنوان یک فلسفه ی سیاسی است ، گذشته از اختلاف نظریه هایی که در میان کامیونیتها و لیبرالیستها در مورد مبانی انسان شناسی و جهان شناسی و مسایلی جون وظیفه ی حکومت ، آزادی ، خیر عمومی و رابطه ی فرد و جامعه وجود دارد.

نخستین بار اصطلاح " جامعه گرایی " توسط جامعه شناس فرانسوی ، امیل دورکیم در مقابل لیبرالیسم بکار گرفته شد. امیل در مقاله ای که در سال 1887م نگاشته است به روسو توجه خاصی نشان میدهد و معتقد است که که ژان ژاک روسو در فردگرایی اخلاقی خویش لیبرالیسم را با جامعه گرایی پیوند داده است .

جامعه گرایی ، پدیده ای نو ظهور نیست بلکه واکنشی انتقادی نسبت به لیبرالیسم است که در برهه های تاریخی مختلف در قالب های گونگون ، بروز ظهور می یابد و آسیب ها و ضایعاتی که لیبرالیسم با آن مواجه است خاطر نشان می سازد مانند مد لباس

 دیدگاه جامعه گرایانه در مورد دولت

 علی رغم قدرت رسمی ملت – دولت نظریه پردازان جامعه گرا بر این باورند که دولت بر جامعه مدنی سلطه های همه جانبه و گسترده تر ندارند ؛ بلکه از ساطه ی محدود برخوردار است. این جامعه گرایان دولت – ملت را در مقابل هم و با هم مقایسه می کنند ؛

 الف) دولت – ملت به ندرت استفادهی قانونی از نیروی در انحصار خود قرار می دهند.

 ب) آنها برای این باورند که در اکثر نقاط دنیای مدرن ، سیاست ذاری واقعی بیش از آن که نوعی قدذت دولتی متمرکز را نشان دهد ، نشاندهی دولتی غیر متمرکز هستند.

 ج) هماهنگی بین فعالیتهای دولت در اغلب دولت – ملت ها نا منسجم و گسیخته است. یک فرد سازمان خاص به ندرت می توان در تمام جوانب یک روند سیاسی را هماهنگ سازد تقریبا تمام رژیم ها و حکومت ها در موذد حقوق و تکالیف سازمان های مختلف ابهاماتی دارند.

 د) اغلب دولت – ملت های معاصر به جای اینکه تمامیت طلب باشد و تمام گروه های اجتماعی را زیر ساطه قرار دهند ماهیتی کثرت گرا هستند مخصوصا در حکومت های مشروطه ، گروهها و مشکل ها تحت کنترل دولت نیستند و مسقل عمل می کنند . کلیساها ، سرمایه گذاری های تجاری ، اتحادیه های کارگری ، انجمن های نژادی و سازمان های مدنی به شکل گیری سیاست های کمک می کنند و اجرای آنها مشارکت می کنند.

 منابع :

 WWW.PAJOOHE.COM/FA/INDEX.PHP/PAGE=DEFINITIONGUID=4613

سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی

(Social Capital)

پارمیس کاکایی

امروزه در کنار سرمایه انسانی واقتصادی سرمایه دیگر بنام سرمایه اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته  است. سرمایه اجتماعی بعد معنوی یک اجتماع میراثی تاریخی است که از طریق تشویق افراد به همکاری و مشارکت در تعاملات اجتماعی قادر است به حل میزان بیشتری از معضلات موجود در آن اجتماع فایق آید ورت به سوی رشد و توسعه شتابان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... امکان پذیر می سازد. در واقع سرمایه اجتماعی را می توان در کنار سرمایه های اقتصادی و انسانی بخشی از ثروت ملی به حساب آورد که بستر مناسبی برای بهره برداری از سرمایه انسانی فیزیکی  (مادی ) واهی برای نیل به موفقیت قلمداد می شود بدون سرمایه اجتماعی هیچ اجتماعی به هیچ سرمایه ای نمی رسد به طوری که بسیاری از گروه ها ،سازمان ها و جوامع انسانی بدون سرمایه اقتصادی و صرفا باکی بر سرمایه انسانی و اجتماعی توانسته اند به موفقیت دست یابند .اما هیچ مجموعه انسانی بدون سرمایه اجتماعی نمی تواند اقدامات مفید و هدفمندی را انجام دهد.

 تعریف عمومی سرمایه اجتماعی : سرمایه اجتماعی عبارت است از یک ظرفیت (جوهر اجتماعی)که هماهنگی و همکاری را درجامعه و گروه تسهیل میکند در واقع میتوان سرمایه اجتماعی را یک مفهوم مرکب که دارای سه بعد : ساختار، محتوا و کارکرد است تلقی نمود که ساختار اجتماعی آن همان شبکه ارتباطات اجتماعی است و محتوای آن عبارت از اعتماد هنجار های اجتماعی است و کارکرد نیز همان عمل متقابل اجتماعی است.

عوامل تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی: عوامل نهادی، عوامل خود جوش، عوامل بیرونی، عوامل طبیعی.

عوامل نهادی: نهاد به معنای قانون،رسم،عرف یا سازمانی است که در زندگی سیاسی یا اجتماعی در مردم موثر واقع میشود ونظام هدفداری را درجهت رفع نیاز های یک اجتماع سازمان یافته ایجاد می کند.

نظام خود جوش: هنجارهایی که به صورت خود جوش به جای قانون و دیگر نهاد های رسمی از کنش های متقابل اعضای یک اجتماع به وجود می آیند و ناشی از انتخاب های تعمدی نیستند در این دسته قرار می گیرند.

عوامل بیرونی: منظور از این دسته عوامل هنجارهایی هستند که از جایی غیر از همان اجتماعی که در آن به کار رفته اند سرچشمه میگیرند. همچون:دین،مذهب،ایدئولوژی و فرهنگ  یا تجربه مشترک تاریخی. عوامل طبیعی:دراین گروه دو دسته از عوامل روابط خویشاوندی و همبستگی های قومی و نژادی قرار میگیرند.پایتخت سرمایه اجتماعی : سرمایه اجتماعی جنبه ای از انواع سرمایه ها در یک جامعه انسانی محسوب می شود که گروهی است و حاصل کنش های بین انسان هاست. این ساختار از ساختار اجتماعی ناشی می شود.

ویژگی های سرمایه اجتماعی:

1) :سازمان اجتماعی سرمایه اجتماعی را پدید می آورد زیرا سازمان هایی مثل نظام های آموزشی یا مذهبی روابط اجتماعی را فراهم می آورند که محفلهای مطالعاتی بعدها برپایه آن بنا میشوند. این محفلها خود شکلی از سرمایه اجتماعی هستند

.2) سرمایه اجتماعی یک منبع اجتماعی –ساختاری است که دارایی سرمایه ای برای فرد محسوب می شود.

3) سرمایه اجتماعی تولید کننده وفقدان آن تهدید کننده جدی برای ساختار های اجتماعی است.

4) سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده و مکمل سرمایه اجتماعی است.اعتماد اجتماعی:اعتماد اجتماعی حسن ظن فرد نسبت به افراد جامعه است.عناصر وجنبه های یک رابطه مبتنی بر اعتماد عبارتند از:صداقت،صراحت،سهیم کردن دیگران در اطلاعات و عقاید وافکارواحساسات،احترام و ارزش قائل شدن برای طرف مقابل،حمایت از توانایی ها و شایستگی های طرف مقابل، تمایلات همیارانه و یادگیرانه و رفتار های اعتماد آمیز. برای ایجاد اعتماد اجتماعی باید شرایطی فراهم شود تا مردم بتوانند در کنار یکدیگر احساس امنیت و آرامش کنند به این منظور باید برای رفع تضاد ها و نابسامانی ها در برقراری نظم وثبات در جنبه های اقتصادی،اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه تلاش کرد زیرا اعتماد اجتماعی در چارچوب روابط صحیح عادلانه و منصفانه شکل می گیرد.

 گیدنز ارزش هایی که می تواند در جوامع جدید امنیت راستین واعتماد اجتماعی رابر انگیزند شرح زیر توضیح می دهد:

1) :برابری در همه عرصه ها (نژادی،جنسی،قومی و... ) در برابر قانون

2) حمایت از قشر های آسیب پذیر

3) :اعتماد به اصل دموکراسی

4) آزادی به مثابه استقلال فردی

5) کثرت گرایی با اعتقاد به جامعه جهانی

6) اعطای حقوق فردی توام بامسعولیت متقابل از جانب افراد به عنوان یک اصل اخلاقی

7) :اعتقاد به(دموکراتیک کردن مضاعف )یعنی تعویض قدرت  به سطوح پایین در همه امور حکومتی.مشارکت اجتماعی:پیش شرط اولیه برای مشارکت اجتماعی آگاهی است .یک متغیر معرفتی متعلق به افراد است. جایی که افراد از ماهیت اجتماعی مسایل نآگاه نمی شوند یا ابزار های موجود که از جوابگویی به مشکلات بی خبرند فرصت های مشارکت اجتماعی وحس قوی یا ذخیره اجتماعی هم پایین تر خواهد بود. وجود شبکه های مشارکت اجتماعی در هر جامعه ای بیانگر میزان سرمایه اجتماعی آن میباشد.هر چقدر شبکه های مشارکت در یک جامعه ای گسترده تر باشداما اجتماعی آن غنی تر است.