آگاهی اجتماعی، جبرگرایی اجتماعی، تضاد اجتماعی

عاطفه رحیمی

آگاهی اجتماعی

( Social consciousness)

در روند تکامل و شکل گیری یک جامعه بعد از مدتی نیازها سر بر می آورند.

این نیازهای اجتماعی باید به بهترین شکل و در بهترین زمان پاسخ داده شوند.اگر در زمانش پاسخ داده نشود تبدیل به یک حفره و عقده میشود.اگر درست پاسخ داده نشود میشود یک بیماری اجتماعی.خیلی از نیازهای پیش از شناسایی به سمت راه حل میروند.راه حلی که خارج از جامعه و به صورت وارداتی آمده و الزاما بهترین پاسخ به آن نیاز نیست.

خیلی از نیازها نیز کاذب و وارداتی است . یعنی جامعه ای نیاز ضروری به آن ندارد.ولی به خاطر توان رسانه خود آگاه جامعه احساس نیاز پیدا میکند که این خیلی مخرب تر است.چرا که نیاز کاذب راه حل کاذب نیز دارد.مانند:(پدیده شوم مصرف گرایی) که نیازی کاذب با راه حلی کاذب است.

وقتی مسئله ای که تاکنون در جامعه نبوده فرصت طرح بیابدجامعه را با توجه به نیازهای خودش آغوش خود را برای آن میگشاید.

اینجاست که جامعه ناآگاه نسبت به قسمت های جذاب آن روی خوش نشان میدهد و دچار جذابیت ها میشود.

امان از روزی که کسی روشنگری نکندو دیگری هم بیاید و روی این جذابیت ها موج سواری کند مانند:(ماجرای ورود مباحث مرتبط به فراماسونری در ایران )که تنها نقطه جالبش نمادشناسی اش است.

بعضی وقت ها نیز یک واقعه خاص جامعه را در حالت جهش غیر عادی قرار میدهدبه جلو یا عقب. مانند:(انقلاب یا جنگ)

اینکه یک جامعه بفهمد و بداند نباید تحت تاثیر شایعه قرار بگیرد نوعی پختگی و آگاهی اجتماعی است.

اینکه افراد آگاهانه به دنبال نیازهای صحیح خود بروند و سعی بر برطرف کردن آن داشته باشند نه اینکه تحت تاثیر جوهای نیاز ساز رسانه ها قرار بگیرند.

 

جبرگرایی اجتماعی

(Social determinism)

تعین گرایی یا دترمینیسم .یک موضوع فلسفی است که بر طبق آن هر رویدادی از جمله :(شناخت/ رفتار/ تصمیمات/ کنش های آدمی) به صورت زنجیره پیوسته ای ازرخدادهای از پیش تعین شده است.

جبر گرایی: فرضیه ای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیند/ نیز یکی ممکن و شدنی وجود دارد .

معنی دقیق جبرگرایی در طول تاریخ به شکل های مختلفی شرح و تفسیر شده است.

برخی که به آن ها ناسازگاران گفته میشوند به جبرگرایی و اراده آزاد به عنوان دو پدیده ناسازگار و مانعه الجمع نگاه میکنند.

برخی دیگر جبرگراهای نرم هستند و عقیده دارند که این دو ایده را میتوان با یک دیگر مربوط ساخت .

به ناسازگارانی که وجود اراده آزاد را میپذیرند اما جبرگرایی به کلی رد میکنند طرفداران آزادی اراده نام دارند .

 

ستیزه اجتماعی

(Social confict)

 

آیا ستیزه یک مفهوم مخرب است یا پدیده ای است سازنده است؟

این سوالی است که نسل اخیر جامعه شناسان را به طور خاص از دهه(50و40 ) قرن بیستم به بعد به خود مشغول داشته است.

گروهی تضاد را به طور کلی پدیده ای مخرب /واگرایانه/ همبستگی زدا میدانند.

گروهی دیگر با نقد دیدگاه تک بعدی دسته اول تاکید بر ( نیمه زشت جامعه) یعنی ستیزه و تضاد اجتماعی مینماید.

دیدگاه اول را تالکوت پارسنز در دهه ی 40 در جامعه شناسی مطرح نموده و تاکنون بسیاری از جامعه شناسان را به خود مشغول داشته است.

چیزی که توسط نظریه پردازان معاصر وی همچون:( رالف دارند ورف) رد میشوند.

دارند ورف و نظریه پردازان متضاد با رد کارکرد گرایی پارسونزی به ( چهره زشت جامعه) پرداخته و تاکید بر تضاد منافع و طبقات در جامعه دارند.در همین فضا: جامعه شناسانی چون: لوئیس آلفرد کوزر توانست با تلفیق دو نظریه فوق از رهگذر اخذ عناصر هر دو تفکر مسلط به نظریه فوق و تک بعدی بودن آنان از هر سو می باشد.

رنسانس، نسبی گرایی، مطلق گرایی

حدیث ناصریان

  رنسانس (نوزایی)

(Renaissance)

رنسانس:مفهوم رنسانس راهنمای رخدادهای این دوره است . رنسانس در لغت دوره تجدد فرهنگی و ادبی ترجمه شده است .تجدد در فرهنگ فارسی :(نوشدن/ تازه شدن / به نوی / تازگی گراییدن)بیان شده است.نخستین بار واژه ی لفظ رنسانس را در فرانسوی ها در قرن (16) میلادی به کار بردند.آغاز دوره نوزاییش را در سده چهاردهم در شمال ایتالیا میدانند.

این جنبش در سده پانزدهم میلادی در شمال ایتالیا را نیز فرا گرفت.رنسانس یک تحول (300) ساله است که از فلورانس آغاز شد و در انگلستان پایان یافت.قرن های میانه (قرون وسطی) قرن های حاکمیت کلیسا در غرب است.کلیسا به نام این مدعی دفاع از حاکمیت الاهی و ارزش های فطری بود و مردم به دنبال باور به غیب و در جست و جوی علمی مخالف فطرت انسان عمل کرد.از یک سو هیچ یک از هنجیل های 4 گانه الاهی نبودند بلکه نوشته هایی بودند که توسط کلیسا از میان ده ها انجیل دیگر به رسمیت شناخته شده بود و حاکمان کلیسا میکوشیدند با قداست بخشیدن به نویسندگان آن ها به این انجیل ها جنبه علمی ببخشند.

اما به دلیل این که همه این انجیل ها دست آورد بشر بودند در آن ها اشتباهات بسیاری دیده میشد.چنانکه در برخی از موارد با شناخت حسی و عقلی انسان در تنافی بود. کلیسا با دفاع از این انجیل ها که به آن ها جنبه الاهی نیزبخشیده بود به مبارزه با علوم عقلی و حسی پرداخت.از سوی دیگر کلیسا برای مشارکت در قدرت حکومت های مختلف به توجیه ستم ها و نادرستی های آنها پرداخت.

به طورکلی برخی علل پیدایش رنسانس را میتوان در چند موارد خلاصه کرد:

1 – توسعه اقتصادی همراه با رشد تجارت و افزایش ثروت

2 _ جاذبه مادیات در یک اجتماع در حال توسعه

3 – ادامه انحراف تدریجی از ارزشهای اخروی قرون وسطی

4 _ رفرماسیون یا جنبش اصلاح طلبی مذهبی

5 _ صنعت چاپ و ترجمه که به تجارت کتاب رئنق بخشید.

6 _ ملی گرایی

7 _ اکتشافات جغرافیایی

8 _ نفوذ فرهنگ های اسلام و بیزانتیوم غیر عیسوی

همه این ها از جمله شرایطی بود که اندیشه انسان غربی را در برابر وحی / معرفت دینی / ایمان تقلیدی دچار تزلزل و تردید کرد.تردیدی که فرهنگ و تمدن نوینی را در تاریخ بشر ایجاد نمود که از آن به عنوان رنسانس یاد میشود.رنسانس که با فراموشی کامل واقعیت الاهی عالم و آدم همراه بود.

دو جریان فکری نوینی که وجود داشت:

 1 – جریان عقل گرایی که با (دکارت )آغاز شد و با افرادی همچون :(اسپینوزا/لایب نیتز) ادامه یافت و با (هگل) نیز به تمامیت خود رسید.

2 _ جریان حس گرایی که با (فرانسیس بیکن )شروع شدو از آن پس با کسانی چون : (لاک/ برکلی/ هیوم/کنت/ میل) پیش رفت و سرانجام پس از تحولاتی چند به عنوان دیدگاه برتر حوزه های علمی غرب چیره شد.

 

  نسبی گرایی

(Relativism)

 

نظری است که میگوید: باورها از فرهنگ تاثیر میپذیرد. و بهترین راه فهمیدن آنها در بستر فرهنگ است. بر اساس این اصل افراد نباید از استانداردهای خود جهت قضاوت رفتار افراد از فرهنگ دیگر استفاده کنند. اعتقادات و رفتار افراد باید بر حسب فرهنگ خود فرد فهمید.

نسبی گرایی فرهنگی را از نسبی گرایی اخلاقی باید باز دانست.نسبی گرایی فرهنگی به عنوان یک نظریه و نیز ابزار در مردم شناسی استعمال میشود .

فرانتس  بواس/ مردم شناس آلمانی/ آمریکایی/ شاگردانش(به خصوص ادوار سایبر/ بنجامین وورف) مفهوم نسبی گرایی فرهنگی را در مردم شناسی وارد کردند و در بسط آن کوشیدند

این مفهوم به عنوان واکنشی در برابر تفکرات قوم محورانه به کار گرفته شده است

 انتقادات

 از جمله نقد هایی که بر نسبی گرایی فرهنگی وارد میشود این است که اگر قرار باشد ما به فرهنگ ها احترام بگذاریم آیا باید نسبت به پاکسازی قومی در بوسنی/ زنده به گور کردن دختران در هند و چین نیز احترام بگذاریم؟

همچنین اصرار بر خالی کردن زبان از هر گونه کلمه اخلاقی عملا موفقیت حاصل نمیکندزیرا بدون زبان اخلاقی/ قضاوت های اخلاقی وجود نخواهد داشت این به این معنی است که هیچ راهی برای توجیه جنبش های اصلاحی وجود نخواهد داشت .

علاوه بر این برخی مردم شناسان صحبت از حق خود تصمیم گیری فرهنگی میکنند در حالی که موضع آن ها از این جهت تناقض آمیز است که بسیاری از غیر غربیان مفهوم(حق) رامفهومی غربی میدانند.

پس چرا آن دسته از مردم شناسان مجاز هستند که از این مفهوم استفاده کنند.

در پاسخ به استدلال یک مردم شناس که میگوید: ظهور این حق به دلیل ظلم هایی که در دوران استعمار و امپریالیسم فرهنگی رفته و بنابراین حق قابل دفاعی است .

بروت مکلین میگوید: شاید این گونه باشد ولی آن زنانی که در درون فرهنگ هستند نیز دارای حقوقی میباشند و باید از سال ها سرکوب شدن زیر سلطه فرهنگ پدر سالار رهایی یابند.

 

مطلق گرایی

(Abolutism)

 

بر این باور است که استانداردهای مطلقی برای پرسش های اخلاقی وجود دارد که بر پایه آن ها میتوان اعمال خاصی را فارغ از نحوه اتفاق افتادنشان درست یا غلط دانست.

بر این اساس اعمال به طور ذاتی اخلاقی یا غیر اخلاقی اند.

صرف نظر از عقاید و اهداف فرد.جامعه را فرهنگی که در آن اتفاق می افتد. برای مثال:(دزدی میتواند همیشه غیر اخلاقی در نظر گرفته شود حتی اگر برای رسیدن به مقصد خوبی (مثل دزدیدن برای سیر کردن شکم یک خانواده گرسنه) انجام شده باشد).مطلق گرایی اخلاقی در مقابل نظریه های دیگر اخلاق هنجاری مانند:پیامد گرایی قرار میگیرد که معتقدند اخلاقی بودن عمل (به صورت عام)به پیامد و زمینه انجام گرفتن عمل بستگی دارد.

مطلق گرایی همچنین در برابر نسبی گرایی اخلاقی قرار میگیرد که معتقد است گزاره های اخلاقی حقایق عینی/جهانی اخلاقی را نمیرسانند.

بلکه بسته به شرایط فردی فرهنگی یا اجتماعی اند.این فلسفه به واقع گرایی اخلاقی هم نزدیک است ولی با آن یکی نیست. همچنین مطلق گرایی اخلاقی در برابر جهانی گرایی اخلاقی (یا عینی گرایی اخلاقی) نیست.

جهانی گرایی معتقد است چیزی که درست یا غلط است فارغ از نظر شخصی است(بر خلاف نسبی گرایی اخلاقی).

ولی چیزی که درست یا غلط است لزوما(مثل مطلق گرایی) فارغ از پیامد یا زمینه ی آن نیست.

جهانی گرایی اخلاقی با مطلق گرایی اخلاقی سازگار است ولی بر خلاف مطلق گرایی با فلسقه های دیگر چون: پیامد گرایی هم میتواند سازگار باشد.

فشار اجتماعی، نفوذ اجتماعی، اعتبار اجتماعی

كيميا سليمان‌نژاد

 فشار اجتماعي

                   (social pressure)                 


 در معناي كلي عبارت است از نيروهاي بالفعل يا بالقوه‌ي اجتماعي در جهت كنترل انديشه، رفتار يا عمل انسان‌ها و هدايت آن در مسيري خاص در معناي محدودتر فشار اجتماعي بر افكار عمومي اطلاق مي‌شود بسياري در اين انديشه‌اند كه گاه فشار اجتماعي موجبات تأثير بر جهان احساس انسان‌ها را فراهم مي‌سازد از اين رو برخي مجموع اثرات نهان و آشكار مستقيم و غير مستقيمي كه محيط اجتماعي بر افرادي كه در آن زندگي مي‌كنند اعمال مي‌دارد را فشار اجتماعي مي‌گويند (مي‌دانند)

فشار اجتماعي در معنايي ملموس‌تر و نزديك‌تر به ذهن نحوه‌ي فشاري را مي‌رساند كه يك گروه اجتماعي بر اتباع، كارمندان، يا مسئولين كلي اعمال مي‌دارد تا آنان را به انجام احتراماتي متناسب با نيازها و منافعش وا دارد. مطبوعات، تظاهرات جمعي، اعتصاب، در اين معنا وسايل اعمال فشار مورد استفاده قرار مي‌گيرد بنابراين گروه‌هاي اجتماعي براي حفظ وحدت گروه و اجراي هنجارها اقدام به كنترل و نظارت اجتماعي كه نوعي فشار به افراد وارد مي آورد.

فشاري كه از سوي جامعه يا محيط اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كنند تحميل مي‌شود فشار اجتماعي اعضاي جامعه را مجبور مي‌كند كه با راه و رسم جامعه همنوا شوند يعني تن به بعضي كارها بدهند فشار اجتماعي به سه شكل ظاهر مي‌شود.

فشار بدني (مثل شكنجه- زندان- آزار و اذيت) فشار رواني (مثل تحقير، توهين) فشار اقتصادي (مثل محروميت‌هاي مالي) در هر جامعه چگونگي فشار اجتماعي و نيز مداراي اجتماعي به مقتضيات فرهنگي آن جامعه بستگي دارد.

نفوذ اجتماعي social influence

نفوذ اجتماعي عبارت است از تغيير شكل رفتار يا باورهاي فرد بر اثر واقعي يا خيالي، ارادي يا غير ارادي، كه از طرف يك شخص يا گروهي از اشخاص اعمال مي‌شود. با اين تعريف نفوذ اجتماعي از يك دستي رفتار متمايز مي‌شود منظور از يك دستي رفتار اين است كه افراد مستقل از يكديگر در مقابل يك محرك معين واكنش يكساني نشان مي‌دهند مثلاً در زمستان لباس گرم مي‌پوشند اما ترجيح نوع، مدل يا رنگ لباس اغلب از نفود اجتماعي ناشي مي‌شود.

Influence در لغت به معناي نفوذ، تأييد، اعتبار، برتري آمده است و social به معناي اجتماعي، دسته‌جمعي، و به معناي وابسته به جامعه مي‌آيد.

معناي نفوذ اجتماعي آن است كه كسي توان تحت تأثير قرار دادن ديگران را چه با گفتار و چه با رفتار خود داشته باشد وقتي درعرف گفته مي‌شود فلاني شخص با نفوذي است، كه او با رفتار و كردار خود قادر به انجام كارهايي است كه ديگران از عهده‌ي آن برنمي‌آيند اصطلاح نفوذ اجتماعي كوششي است، عمدي از سوي يك فرد يا يك گروه براي ايجاد تغيير در عقايد يا رفتار ديگران تغيير نگرش يك نمونه از نفوذ اجتماعي است.

پيامدهاي رفتاري نفوذ اجتماعي:

1) پذيرش: compliance پذيرش يعني اجابت يك درخواست صريح و مستقيم در حضور ديگران مردم هنگام پذيرش يك درخواست مستقيم ممكن است قبلاً با آن درخواست موافق باشند يا مخالف يا ممكن است نظري در مورد آن نداشته باشند.

2) اطاعت: obedience در موقعي كه درخواست‌هاي ديگران را قبول نمي‌كنيم ديگران ممكن است به دومين پيامد رفتاري نفوذ اجتماعي يعني اطاعت متوسل شوند اطاعت عبارت است از انجام يك دستور صريح كه معمولاً صادر كننده‌ي آن شخص قدرتمند يا داراي پايگاه اجتماعي بالايي است چون اكثر ما معمولاً از كودكي به افراد صاحب قدرت يا پايگاه اجتماعي احترام گذشته‌ايم (مانند معلم).

3) هم رنگي conformity: همرنگي يا همنوايي در نتيجه‌ي فشار غير مستقيم گروه انجام مي‌گيرد اين امر ناشي از اين واقعيت است كه در بسياري از موقعيت‌هاي اجتماعي قواعدي براي رفتار وجود دارد كه معين مي‌كند افراد جامعه در موقعيت‌هاي گوناگون بايد چه گفتاري داشته باشند غالباً افراد به اين هنجارها پايبندند و خود را ملتزم به انجام آن‌ها مي‌دانند.

اعتبار اجتماعي

(Social prestige)

 

اعتبار اجتماعي (منزلت) نفوذ اعتباري است كه ديگران به شخصي به جهت خصايص گوناگون و كم و بيش واقعي كه به او منتسب مي‌دارند. مي بخشند از ديدگاه جامعه‌شناسي اين اصطلاح به عنوان رتبه، پايگاه و موقعيت اجتماعي اشخاص، گروه‌ها و سازمان‌ها در مقايسه با يكديگر به كار مي‌رود.

ملوين تأمين منزلت را ارزشي مي‌داند كه يك جمع (جامعه- گروه يا سازمان‌ها) براي يك نقش اجتماعي را منزلت مي‌نامد. منزلت اجتماعي نوعي ارزيابي است كه بر پايه‌ي معيارهاي ارزش اجتماعي معتبر در جامعه از پايگاه اجتماعي يك شخص در ذهن ديگران به عمل مي‌آيد و نشان مي‌دهد كه پايگاه شخص نسبت به اشخاص ديگر در فضاي اجتماعي كجاست.

در واقع منزلت اجتماعي معادل social prestige   متفاوت از پايگاه اجتماعي افراد مي‌باشد. اين مفهوم در دو معني به كار مي‌رود 1- شهرت، اعتبار، وجهه، آبرو، حيثيت، پرستيژ

2- پرستيژ براي كسب اعتبار كه برخي از انديشمندان معادل اين اصطلاح را آبروي اجتماعي، شأن اجتماعي، حيثيت اجتماعي دانسته‌اند.

منزلت اجتماعي بيشتر به جنبه ذهني شأن و منزلت افراد از ديدگاه جامعه برمي‌گردد. اينكه شأن و منزلت فرد در مقايسه با افراد ديگر تا چه اندازه مي‌باشد بيشتر تحت تأثير نگاه مردم، جامعه، قبيله، گروه نسبت به فرد است.


منابع:

* بيرون آلن، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه دكتر باقر ساروخاني، تهران، كيهان، چاپ چهارم، 1380.

* ساروخاني، باقر، در آمدي بر دايرة المعارف علوم اجتماعي، (جلد اول) تهران، كيهان چاپ اول،‌1376.

* آريانپور كاشاني، عباس، نفوذ اجتماعي، فرهنگ كامل انگليسي فارسي ، تهران، امير كبير، 1369، چاپ سوم.

* استرايكر، شلدون، و ديگران، مباني روان شناسي اجتماعي، جواد طهوريان، معاونت فرهنگي استان قدس رضوي، 1376، چاپ اول.

اعتبار اجتماعي،    www.abidic.com

برساخت گرایی، مهندسی اجتماعی، پذیرش اجتماعی

عــاطفــه دهــان

برساخت گرایی


ﺑﺮﺳﺎﺧﺘﮕﺮﺍﯾﯽ ﯾﺎ ﺳﺎﺯﻩ ﮔﺮﺍﻳﻲ:ﻳﻚ ﺗﺌﻮﺭﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻴﺘﺮ ﺍﻝ. ﺑﺮﮔﺮ ﻭ ﺗﻮﻣﺎﺱ ﻻ‌ﻛﻤﻦ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﻣﺸﺘﺮﻛﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1966 ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ “ ﺳﺎﺧﺖ اجتماعی ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ” ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ . ﺗﺎﻛﻴﺪ ﺍﺻﻠﻲ ﺳﺎﺧﺖ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺸﺨﺺ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺷﻴﻮﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎ ﺩﺭ ﺷﻜﻞ ﺩﻫﻲ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﻴﺘﻲ ﻛﻪ ﺁﻧﺮﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﺑﺮﺳﺎﺧﺖ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺭﻭﺷﻬﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ ، ﻧﻬﺎﺩﻱ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻭ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﻨﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.ﻭﺍﻗﻌﻴﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﻭﭘﻮﻳﺎ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ . ﺍﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻋﻤﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺎﺯﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ . ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﺮﮔﺮ ﻭ ﻻ‌ﻛﻤﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺷﺎﻣﻞ ﭘﺎﻳﻪ ﺍﻱ ﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﺑﺪﻳﻬﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ، ﺍﺯ ﺗﻌﺎﻣﻼ‌ﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻧﺸﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺣﻔﻆ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺯﻣﺎﻧﻴﻜﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﻣﺰﺑﻮﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﺩﺭﻙ ﺍﺯ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﻋﻤﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻭﻗﺘﻲ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺍﻳﻦ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ ، ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﻱ ﻫﺎ ، ﺩﻻ‌ﻟﺖ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﻋﻴﻨﻲ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺑﺮﺳﺎﺧﺖ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ، ﻣﻨﻈﻮﺯ ﺍﺯ ﺑﺮﺳﺎﺧﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ( ﺳﺎﺯﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ) ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻭ ﺑﺪﻳﻬﻲ ﺑﻨﻈﺮ ﺑﺮﺳﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ، ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ ﻭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺧﺎﺹ ﻳﻚ ﺍﺑﺰﺍﺭﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻣﻌﻨﺎ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺁﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺎﺯﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻣﻌﻨﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻫﺎﻱ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﻪ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﻣﺸﻴﺖ ﺍﻟﻬﻲ ﻭ ﻳﺎ ﻃﺒﻴﻌﺖ. ﺑﻬﺮ ﺣﺎﻝ ، ﻣﻌﻤﻮﻻ‌ ﺍﻳﻦ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺟﺒﺮﻳﺖ ﺳﺘﻴﺰﻱ ﺭﺍﺩﻳﻜﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ .

مهندسی اجتماعی

 

مهندسی اجتماعی:مهندسی اجتماعی سؤ استفاده زیرکانه از تمایل طبیعی انسان به اعتماد کردن است، که به کمک مجموعه ای از تکنیک ها ، فرد را به فاش کردن اطلاعات یا انجام کارهایی خاص متقاعد میکند. مهاجم به جای استفاده از معمول و مستقیم نفوذ جمع آوری اطلاعات و عبور از دیواره آتش برای دسترسی به سیستم های سازمان و پایگاه داده های آن، از مسیر انسانهایی که به این اطلاعات دسترسی دارند و با استفاده از تکنیک های فریفتن آنها به جمع آوری اطلاعات در راستای دستیابی به خواسته های خود اقدام میکند.

 

 پذیرش اجتماعی

 

 پذیرش اجتماعی:گروهی از انسانها همیشه مطابق با نظرات و اعتقادات خود صحبت میکنند. اگر از آنها در مورد موضوعی سؤال شود با صداقت به سؤالات پاسخ میدهند، در عقاید خود ثابت قدم هستند و تحت هر شرایطی پاسخ یکسان به سؤالات میدهند حتی اگر پاسخهای آنها طرد اجتماعی به دنبال داشته باشد. گروهی دیگر طوری حرف میزنند که مورد تأیید دیگران قرار بگیرند. اگر از آنها درمورد موضوعی سؤال شود طوری پاسخ میدهند که فکر میکنند دیگران دوست دارند آن طور پاسخ داده شود. سعی میکنند با قواعد و هنجارهای اجتماعی سازگاری نشان دهند و از طرد اجتماعی در امان بمانند. حرف زدن و رفتار کردن مطابق انتظارات دیگران را پذیرش اجتماعی مینامند. پذیرش اجتماعی همانند یک پیوستاری است که در یک انتهای آن پذیرش اجتماعی بالا یعنی افرادی قرار دارند که نظرات و تجربیات خود را در مصاحبه ها و پاسخگویی به سؤالات تغییر شکل میدهند و در انتهای دیگر پذیرش اجتماعی خیلی پایین یعنی افرادی را شامل میشود که بهیچوجه نظرات و تجربیات خود را تغییر نمیدهند. طبیعی است که اکثریت انسانها در حد وسط پیوستار قرار دادند. پرسشنامه پذیرش اجتماعی که سؤالات آن در زیر آورده شده است برای سنجش پذیرش اجتماعی به کار میرود. و شامل 33سؤال است که بصورت صحیح یا غلط پاسخ داده میشود. در مورد هر یک از سؤالات اگر گزینه غلط انتخاب گردد یک امتیاز و در مورد سایر سؤالات انتخاب گزینه صحیح یک امتیاز دارد. در انتها جمع امتیازات در یکی از گروههای زیر قرار میگیرد که نشان دهنده میزان پذیرش اجتماعی آزمودنی است. 1-گروهی که پذیرش اجتماعی پایین دارند 2-گروه متوسط این گروه به طور متوسط به پذیرش اجتماعی توجه میکنند. احتمال دارد رفتار واقعی آنها در مجموع با قواعد و هنجارهای اجتماعی مطابقت داشته باشند. 3-گروه با پذیرش اجتماعی بالا این افراد طوری به سؤالات پاسخ میدهند که از طردهای مردم در امان باشند و طبق قواعد و هنجار های اجتماعی رفتار میکنند. 

میثاق اجتماعی، سازمان اجتماعی، فمنیسم

کوثر رحمتیان

میثاق اجتماعی   

(social converention) 

مدلی که در رابطه ی بین سازمان و جامعه را مشخص می سازد . سازمان دارای حق فعالیت در جامعه و متعهد به عمل در راستای مصالح و نفع عامه است .

رسمی است که بر اثر وضعیت خاصی به وسیله عده ای از افراد جامعه برقرا باشد می شود . به این معنی که این عده با هم عهد و پیمان می بندند که در امری متحدا اقدام کنند . مثلا عده ای از دانشجویان تصمیم می گیرند به علت گرانی هزینه های دانشگاه از رتن به کلاس خودداری کنند یا عده ای از مردم به علت گرانی برق از مصرف آن خودداری نمایند.

 

سازمان اجتماعی 

(social organization)

سازمان اجتماعی به عنوان واحدی دارای کارکرد از عناصر و اجزایی تشکیل می شود که همگی در جهت آن کارکرد تنظیم گردیده اند . سازمان به مفهوم ساخت ویژگی هایش فراتر از مشخصه های اجزایش است . بنابریان سازمان نشان دهنده ی خصوصیات کلی شکل دهنده ساخت است .

برخی از دانشمندان خصوصیت دیگر سازمان ها را جریان داشتن بیان کرده اند بدین معنا که دلالت بر یک رشته فعالیت های ثابت و مرتبط با یکدیگر دارد که هر یک از اعضا به تنهایی واجد چنین خصوصیت هایی نیستند .

سازمان اجتماعی ساختاری از روابط را پدید می آورد که از طریق آن ها عملکردها و وظایف محوله به شکلی صوت می پذیرد که یک فرد سازمان نیافته و یا فردی که در جرگه سازمان قرار نگرفته است انجام می دهد .

شکل و هدف سازمان :

شکل سازمان های اجتماعی به مقدار زیاد با توجه به عملکرده های آن ها تعیین می شود . یک سازمان اجتماعی هموارده دارای یک هدف نیست . اهدافی که یک سازمان به منظور تحقق آن ها پدید می آید , مخدودیت ندارند , به عنوان مثال یک دانشگاه می تواند برای آموزش جوانان , معالجه بیمارن , اکتشافات علمی پدید آید .

عناصر تشکیل دهنده یک سازمان متنوع و متکثر می باشند و پیوند متقابل بین آن ها تشکیل سازمانی را میسر می سازد و بافت آن را پدید می آورد .

فمینیسم:

منشأ پيدايش جنبش فمينيسم تقريباً به يك قرن قبل بازمي‎گردد. اين جنبش به‏قدري فراگير و مؤثر بود كه پس از چند سال تمامي فرامين فمينيسم به قانون در سطح بين الملل بدل شد و امروزه شايد در جهان نامي از اين جنبش برده نشود و حال آنكه اثرات آن در همه‎جا هويداست.

جنبش فمينيسم عبارت است از دفاع از حقوق زنان، مبتني بر انگاره هاي اومانيسم و سكولاريسم، با تأكيد بر غيرطبيعي دانستن نابرابري هاي موجود و حركت به سمت برابري يا موقعيّت برتر زنان.


متغيّرشناسي اين موضوع به دو قسم دروني و بيروني تقسيم مي شود كه قسم دروني آن عبارت است از: عدم اعتماد به افراد به خصوص به جنس مردان، فزوني غرور و تكبر زنان، بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات فردي در زنان، عدم اعتقاد به قدرتي فراتر از ماده، كاهش اعتماد به آفريدگار و در نتيجه بي‎ايماني فرد، مختل شدن آرامش حقيقي، احساس پوچي، گوشه‎گيري و رو آوردن به تنها زيستن، ايجاد انگيزه خودكشي.

منشأ گرايش يا جنبش فمنيسم تقريباً به يك قرن قبل باز مي گردد. اين جنبش به قدري فراگير و مؤثر بود كه پس از چند سال تمامي فرامين فمينيسم به قانون در سطح بين الملل بدل شد و امروزه شايد در جهان نامي از اين جنبش برده نشود و حال آنكه اثرات آن در همه جا هويداست.


امّا در اين زمانه معاندان مخالف با اسلام سعي دارند تا ايده هاي اين نگرش را به شكل و شمايل جديد ميان مسلمانان رواج دهند. پس بر تك تك افراد است كه مطالعاتي پيرامون اين جريان داشته باشند تا بتوانند رگه هاي اين جنبش و خرده فعاليت هاي آن را حتي با نام هاي ديگر تشخيص دهند و از اثرات سوء آن جلوگيري به عمل آورند.

تعريف لغوي

«اين واژه با اندكي تغيير در تلفظ ، در زبان هاي انگليسي، فرانسوي وآلماني به يك معنا به كار مي رود و از ريشه ي "Feminine " كه معادل "Feminin " در فرانسوي و آلماني مي باشد، اخذ شده است. اين كلمه به معناي زن يا جنس مؤنث است كه خود از ريشه ي لاتيني "Femina " گرفته شده است.»

انواع فمینسم عبارتند از : لیبرال – رادیکال – مارکسیست – سوسیال

 

 

منابع :

بیرو آلن – فرهنگ علوم اجتماعی – ترجمه دکتر باقر ساروخانی – تهران – کیهان – چاپ اول -1367- صفحه 369.

ساروخانی – باقر : درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی ؛ تهران – کیهان –چاپ اول – پایز 1375- صفحه 774ش.

تکامل اجتماعی، تفکیک اجتماعی، وفاق اجتماعی

سمانه دارابی

 تکامل اجتماعی

(Social evolution)

 

تکامل به کلی ترین معنا،فرایند طولانی تغییر یا دگرگونی جمعیت ها یا نظام هاست که در آن حالت های بعدی یک موجود به آهستگی از حالت های قبلی آن سر بر می آورد. بنابراین، تکامل اجتماعی و فرهنگی موارد خاصی از پدیده های بسیار کلی تر. تکامل در همه ی نمود های گوناگونش، معمولا فرایندی برگشت ناپذیر پنداشته می شود، البته استثناهای نادری ممکن است رخ دهد.

امروزه مفهوم تکامل شالوده ی پارادایم های مهمی در علوم از اختر فیزیک گرفته تا جانورشناسی است و به موجوداتی اطلاق میشود که از کل کیهان تا جمعیت های موجودات ذره بینی را در نظر میگیرد.
اصطلاح تکامل در کاربردهای پیشاداروینی به معنای شکوفایی یا فرایند رشدی بوده که حالات پی در پی یک موجود به واسطه استعدادها یا خواص ذاتی آن از پیش رقم میخورد مثل نطفه ای که به شخص بالغی تبدیل می شود ولی زیست شناسان امروزی چنین فرایندی را رشد می نامند.

و اصطلاح تکامل را به فرایند هایی اختصاص میدهند شامل جمعیت های موجودات زنده که نتیجه ی نهایی آن ها حاصل تعامل یک جمعیت با محیط زیست آن است، مثل دگرگونی های بین نسلی جمعیت های گیاهی و جانوری ولی در علوم اجتماعی اصطلاحات تکامل و رشد با توسعه غالبا به جای همدیگر به کار می روند.
تکامل معمولا هنگامی به کار میرود که تغییرات حاصل از چند قرن یا چند هزاره را در نظر داشته باشیم که شامل تمامی جمعیت بشر باشد.

منبع :
فرهنگ علوم اجتماعی قرن بیستم؛ ویلیام آتویت، تام باتامور، ترجمه حسن چاوشیان،تهران : نشرنی چاپ اول

 

تفکیک اجتماعی (Social differentiation)

تفکیک اجتماعی مفهومی با سابقه طولانی در جامعه شناسی است که عمدتا در نظریه های تغییر اجتماعی به کار میرود این مفهوم اشاره به فرایندی میکند که از طریق آن مجموعه ای از فعالیت های اجتماعی به وسیله یک نهاد اجتماعی انجام می شود و بین نهاد های اجتماعی متفاوت شکاف ایجاد میکند.

تفکیک تخصصی شدن فرایند بخش های جامعه و ناهمگونی در آن را افزایش می دهد.
تفکیک اجتماعی یکی از مفاهیم مهم و با قدرت زیاد در علم جامعه شناسی است، قدرت این مفهوم را در کارهای جامعه شناسان بزرگ اولیه همچون اسپنسر، دورکیم، وبر، مارکس و همچنین در آثار متاخرین همچون پارسونز، اسملسرو لوهمن می توان ملاحظه کرد.

تفکیک عمدتا در نظریه های تغییر اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است و یکی از مفاهیم کلیدی در این حوزه است.
منبع

:
مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد 1383 شماره3

 

وفاق اجتماعی (Social consensus)

وفاق واژه ایست لاتینی که توسط جامعه شناسان در زبان های فرانسه و آمریکایی به کار میرود و دلالت دارد بر پیدایی اتفاق نظر و توافقی آشکار یا نهان در یک گروه، خواه در مورد یک وضع خاص و خواه در باب زمینه های اصلی حیات آن گروه و یا دلایل خواست اعضای آن به اینکه حیاتی مشترک داشته باشند وفاق موجبات ایجاد به هم پیوستگی آگاهانه تر یک گروه وهم بستگی بیشتر آن را فراهم می سازد.

توافق درباره ی ارزش های اجتماعی بنیادی توسط اعضای یک گروه یا اجتماع و جامعه برخی از متفکران در جامعه شناسی به شدت بر اهمیت وفاق به عنوان اساس ثبات اجتماعی تاکید می ورزند.
این نویسندگان معتقدند همه ی جوامعی که در دوره زمانی قابل توجهی پایدار می مانند دارای یک نظام ارزشی مشترک مبتنی بر باورهایی هستند که مورد قبول و اکثریت جامعه هستند.


منبع:

http://hasangholizadeh.blogfa.com

رفتار اجتماعی، واگیری اجتماعی، هراس اجتماعی

فاطمه رشیدی زاده

رفتار اجتماعی

(Social behavior)

 ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺪﻭ ﺗﻮﻟﺪ ﮔﺮﺍﯾﺸﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ. ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﮐﺴﺐ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻣﺮﺍﻗﺒﯿﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪ‌ﻫﺎﯼ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯼ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽ ﺍﺳﺖ. ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ ﻣﺎﻫﻬﺎﯼ ﺍﻭﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻣﺤﯿﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯽ‌ﺩﺍﻧﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻧﻮﺯﺍﺩﺍﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ، ﮐﺎﺭﮐﺮﺩ ﻋﻤﺪﻩ ﺁﻥ ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻧﻮﻉ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺍﺳﺖ.

ﺷﺮﻭﻉ ﺯﻭﺩﺭﺱ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺣﺎﮐﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩ ﺍﺳﺖ. ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻣﺨﺘﺺ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻏﻠﺐ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﯿﺰ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ ، ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﯾﺖ ، ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﮐﺴﺐ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺟﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺯﻟﻮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ ﻓﺮﺩ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ ﻓﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ.

انواع رفتار اجتماعی :

ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻧﻮﻉ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ‌ﺗﺮ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﺮﺩ: ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺴﻨﺪ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺘﯿﺰ. ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺴﻨﺪ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﺒﻮﻝ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻮﺩﻩ ، ﺑﺎ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻭ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﭘﯿﺸﺒﺮﺩ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﯾﮏ ﮔﺮﻭﻩ ﯾﺎ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﺜﻞ ﻧﻮﻉ‌ﺩﻭﺳﺘﯽ ، ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺘﯿﺰ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﻣﻨﻔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻭ ﻣﻌﯿﺎﺭﻫﺎﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﻣﻮﺭﺩ ﻗﺒﻮﻝ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻏﻠﺐ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺍﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻣﺨﺮﺏ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﭘﯿﺸﺒﺮﺩ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﮔﺮﻭﻩ ﯾﺎ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ. ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﭘﺴﻨﺪ ﻭ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺘﯿﺰ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﺩ. ﺩﻭ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺳﻤﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺿﯽ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ. ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻣﻨﺒﻊ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺴﻨﺪ ﯾﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺘﯿﺰ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﮏ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﺭ ﺍﮐﺜﺮ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﻭ ﻣﻨﺒﻊ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻧﯿﺰ ﻧﺎﻫﻤﺨﻮﺍﻧﯿﻬﺎﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ.

ﺗﻔﺎﻭﺗﻬﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

 ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺍﮐﺜﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﻣﻌﻨﯽ‌ﺩﺍﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺴﻨﺪ ﯾﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺘﯿﺰ ﺗﻮﺟﻪ ﺧﺎﺻﯽ ﻣﺒﺬﻭﻝ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺎﯾﺎﻥ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﻧﻮﺍﻋﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ

  ، ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭﺍﻟﺪ - ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ، ﺩﻭﺳﺘﯽ ، ﻋﻀﻮﯾﺖ ﺩﺭ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎ ، ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﺎﻥ ، ﻧﻮﻉ ﺩﻭﺳﺘﯽ ، ﻫﻤﺮﻧﮕﯽ ﻭ ... ، ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﯽ ﺍﺯ ﺗﻮﺟﻪ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ‌ﺳﺎﺯﻧﺪ. ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﻣﯽ‌ﯾﺎﺑﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻭﺍﺑﻄﯽ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ توجه نیست .

منبع :

http://www.socialworker.blogfa.com/post/8

 

واگیری (سرایت) اجتماعی 

(Social contagion)

 ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﺎ ﺳﺮﺍﻳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺧﻮﺩ ﺑﺨﻮﺩﻱ ﺑﺮﺧﻲ ﭘﺪﻳﺪﻩ‌ﻫﺎﻱ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﺟﻤﻌﻲ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻲ ﺑﻪ ﭘﺨﺶ ﻋﻘﺎﻳﺪ، ﺍﻣﻴﺎﻝ، ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ، ﻋﻮﺍﻃﻒ ﻭ ﮔﺮﺍﻳﺶ‌ﻫﺎﻳﻲ ﭼﻨﺪ، ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﻛﻪ ﭘﺬﻳﺮﺍ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ.  ﺩﺭ ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ ﻳﺎ ﺳﺮﺍﻳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺳﻪ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺭﺩ:

- ﻋﺪﻡ ﺁﮔﺎﻫﻲ؛-  ﺳﺮﻋﺖ ﭘﺬﻳﺮﺵ؛-  ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ.  ﻟﺬﺍ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﮔﻔﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﺧﻠﻖ‌ﻫﺎ، ﺗﺴﺮّﻱ ﻭ ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ ﻭﻗﺎﻳﻊ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ، ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻋﺎﺩﻱ ﻭ ﺑﻬﻨﺠﺎﺭ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺘﺄﺛّﺮ ﺳﺎﺯﺩ ﻛﻪ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻋﻤﺎﻟﻲ ﻋﺠﻴﺐ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﺰﻧﻨﺪ؛ ﻣﺜﻼ‌ً ﻣﺜﻠﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﺳﻴﺎﻫﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻻ‌ﺕ ﺭﻭﺍﻧﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﺩ؛ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺻﻮﺭﺕ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺳﺎﺯﻱ (ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ ﻋﻴﻮﺏ ﻭ ﺑﺪﻳﻬﺎ) ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.  ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﻠﻜﻪ ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ، ﻣﻮﺟﺒﺎﺕ ﺍﺷﺎﻋﮥ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻧﻴﺰ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﻤﺎﻳﺪ.  ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ: ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺷﺎﻋﻪ ﻭ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺮﻳﻊ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ‌ﻫﺎ، ﮔﺮﺍﻳﺶ‌ﻫﺎ، ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ، ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ، ﻋﻮﺍﻃﻒ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ(ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺪ)، ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻧﺴﺒﺘﺎً ﻛﺜﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ، ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻛﻨﺶ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻔﻜﺮ ﻭ ﺗﻌﻤّﻖ ﻣﻨﻄﻘﻲ.  ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻭﻗﺎﻳﻊ ﻭ ﭘﺪﻳﺪﻩ‌ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻧﻈﻴﺮ ﺷﺎﻳﻌﺎﺕ، ﺗﺮﺳﻬﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ، ﻫﺬﻳﺎﻧﻬﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ، ﻣُﺪ، ﻫﻴﺠﺎﻧﻬﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ، ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻱ ﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ، ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ ﭘﺨﺶ ﻣﻲ‌ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺮﻳﻊ ﺗﺴﺮّﻱ ﻣﻲ‌ﻳﺎﺑﻨﺪ؛ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‌ﺍﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻧﺪﻛﻲ، ﺑﻘﻴﻪ ﻧﻤﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎ ﻭ ﻣﺪﻟﻬﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ، ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ، ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﻧﺪ.  ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﻮﻧﻪ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺟﻤﺎﻋﺘﻲ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﮕﻲ ﻭ ﻫﻴﺠﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻭﺍﻛﻨﺶ‌ﻫﺎ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍﻩ ﻣﻲ‌ﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﺳﺮﺍﻳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ. ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺍﻳﻦ ﻛﻨﺶ‌ﻫﺎ، ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﺎ ﺷﺪّﺗﻲ ﻓﺰﺍﻳﻨﺪﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ، ﻧﻮﻋﻲ ﺗﺠﺎﻧﺲ ﻣﻲ‌ﻳﺎﺑﻨﺪ. ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﻧﺪ، ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﭘﻴﻜﺮﮤ ﻭﺍﺣﺪﻱ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ‌ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻴﺠﺎﻥ ﻭﺍﺣﺪﻱ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ، ﻭﺍﮔﻴﺮﻱ(ﺳﺮﺍﻳﺖ) ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

   ﻣﻨﺎﺑﻊ:

 - ﺑﻴﺮﻭ، ﺁﻟﻦ؛ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺑﺎﻗﺮ ﺳﺎﺭﻭﺧﺎﻧﻲ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻛﻴﻬﺎﻥ، 1366، ﺹ 348. 2- ﺷﺎﻳﺎﻥ‌ﻣﻬﺮ، ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ؛ ﺩﺍﻳﺮﺓ ﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ ﺗﻄﺒﻴﻖ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻛﻴﻬﺎﻥ، (ﻛﺘﺎﺏ ﺍﻭﻝ) 1377، ﺹ 558 – 9. 3- ﺳﺎﺭﻭﺧﺎﻧﻲ، ﺑﺎﻗﺮ؛ ﺩﺍﻳﺮﺓ ﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻛﻴﻬﺎﻥ، 1370، ﺹ 695 – 6. 4- ﻛﻮﺋﻦ، ﺑﺮﻭﺱ؛ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﻏﻼ‌ﻡ ﻋﺒﺎﺱ ﺗﻮﺳﻠﻲ ﻭ ﺭﺿﺎ ﻓﺎﺿﻞ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺳﻤﺖ، ﭼﺎﭖ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ، 1380، ﺹ 329.  

 

هراس اجتماعی

 ﻫﺮﺍﺱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻮﻋﯽ ﺍﺧﺘﻼ‌ﻝ ﺍﺿﻄﺮﺍﺑﯽ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻓﺴـﺮﺩﮔـﯽ ﻭ ﺍﻋـﺘـﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﻟـﮑــﻞ ﻣــﺘـﺪﺍﻭﻟـﺘـﺮﯾــﻦ ﺍﺧــﺘـﻼ‌ﻝ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﻧﺨﺘﯽ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ. ﺍﻓـﺮﺍﺩﯼ ﮐـﻪ ﺩﭼـﺎﺭ ﻫـﺮﺍﺱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﯽ ﺑـﺎﺷﻨـﺪ ﺩﺭ ﻣـﻮﻗﻌﯿـﺘﻬﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﮔـﻮﻧﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿـﺮﻧﺪ ﻫـﺮﺍﺱ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺍﺋـﻤﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿـﻢ ﺩﺍﺭﻧـﺪ ﮐـﻪ ﻣــﻮﺭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ، ﺍﺭﺯﺷـﯿﺎﺑﯽ، ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ، ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻭ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﺍﻗــﻊ ﮔﺮﺩﻧﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻏـﻠﺐ ﻣـﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻣﻮﻗـﻌﯿـﺘﻬﺎﯼ ﺧـﺎﺹ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣـﺎﻧﻨﺪ ﺻﺤﺒﺖ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ  ﻭ ﯾﺎ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﮑﺎﻥ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧـﺎ ﺁﺷــﻨـﺎ ﺩﭼـﺎﺭ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻭ ﺩﺳﺘـﭙﺎﭼﮕـﯽ ﺷـﺪﻩ ﻭ ﻣــﻀﻄﺮﺏ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧـﺪ ﮐـﻪ ﺍﯾـﻦ ﻧـﻮﻉ ﺗــﺮﺱ ﻫﻤـﮕـﺎﻧﯽ ﺑﯿـﺎﻧـﮕﺮ ﻫـــﺮﺍﺱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻤﯿﺒﺎﺷﺪ. ﺩﺭ ﺻـﻮﺭﺗﯽ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﻓﺮﺩ ﺟﻨﺒﻪ ﻫـﺮﺍﺱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ:

 ۱- ﺳﺒﺐ ﮔﺮﺩﺩ ﺗﺎ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺮﺍﺱ ﺁﻭﺭ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﮐﻨﺪ.

 ۲- ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﮕﺮﯾﺰﺩ ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ ﺷﺪﯾﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ.

 ۳- ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻓﺮﺩ ﺗﺪﺍﺧﻞ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼ‌ﺣﻈﻪ ﺍﯼ ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ: ﮐﺎﺭ، ﺗﺤﺼﯿﻞ، ﺧـﺎﻧــﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ.

 ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺒﺘﻼ‌ ﺑﻪ ﻫﺮﺍﺱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻧﺎﻣﻌﻘﻮﻝ ﺩﺭ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻌﻤﻮﻻ‌ ﺍﺯ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺮ ﻭﺣﺸﺖ ﺩﺍﺭﻧد:

ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺻﺤﺒﺖ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ (ﻣﺘﺪﺍﻭﻟﺘﺮﯾﻦ)

کانون توجه دیگران قرار گرفتن

ﺧﻮﺭدن و ﺁﺷﺎﻣﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﯾﮕران

ﻣﻼ‌ﻗﺎﺕ ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻬﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎ، ﻣﺪﯾر ﺭﯾﯿﺲ.

 ﻃﺮﺯ ﺗﻔﮑﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﺴﺒﺖ به وی

 ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﺩﺩ

 ﻋﻼ‌ﺋﻢ هراس اجتماعی

 ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺮﺍﺱ ﺁﻭﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﻼ‌ﯾﻢ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ:

 ۱- ﭼﻬﺮﻩ ﺍﻓﺮﻭﺧﺘﻪ، ﻟﺮﺯﺵ ﺑﺪﻥ، ﺧﺸﮑﯽ ﺩﻫﺎﻥ ﻭ ﮔﻠﻮ، ﺗﯿﮏ ﻋﺼﺒﯽ، ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗـﻠـــﺐ، ﺗﻌﺮﯾﻖ ﮐﻒ ﺩﺳﺘﻬﺎ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﺮﮔﯿﺠﻪ ﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻬﻮﻉ، ﺩﺭﺩ ﺷﮑﻢ، ﺳﺮ ﺩﺭﺩ، ﺗﻨﻔﺲ ﺳﺮﯾﻊ ﻭ ﮐﻢ ﻋﻤﻖ

 ۲- ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ

 ۳- ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻼ‌ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻨﻔﺲ

۴- تمرکز بر روی افکار منفی

 منبع :

http://www.delbar.us 

روابط اجتماعی، تحرک اجتماعی، واقعیت اجتماعی

فاطمه صالحی

 روابط اجتماعی

(Social relationship)

 

)0 

 

ارتباط بین دونفربیشتریابین چند گروه را بیان می کنداین روابط می تواندصورت همکاری تفاهم ودوستی داشته باشدومی تواند به صورت تضادوتنش وکشمکش وگاه بی تفاوتی وهم زیستی باشدبه بیان دیگرروابط اجتماعی ارتباط و وابستگی متقابل انسان هاجهت گیری رفتاری انهاست که می توانددر جهت دوستی یا دشمن باشد

 

 تحرک اجتماعی

(Social mobility)

 

 

اصطلاح تحرک اجتماعی به حرکت افراد ازیک منزلت اجتماعی به منزلتی دیگراطلاق می شود ادم ها ممکن است به منزلت پایین یا بالا تحرک یابندویادریک سطح منزلتی از یک شغل به یک شغل دیگرانتقال پیدا کنند تحرک اجتماعی انواع مختلف دارد :

 

1)افقی

 

2)نزولی

 

3)صعودی

 

 واقعیت اجتماعی

(Social fact)

 

 

در لغت به معنای واقعیت حقیقت امر واقعی ومسلم می باشد

 

در اصطلاح واقعیت یاامراجتماعی هر ان چیزی است که مسلم وقطعی شمرده می شود یک امر اجتماعی شامل هروضع رابطه رویداد یاهرواقعیتی خواهد بود که به هر صورتی جنبه هایی ازحیات اجتماعی را متجلی می سازد اموراجتماعی پدیده هایی واقعی هستند واقعیتی کیفی مرتبط با پدیده هایی است که انها را دارای وجودی مستقل ازخواست واراده خود می دانیم ونمی توانیم انها را کنار بگذاریم واقعیت امری نسبی است به این معنا که انسان هادرجوامع مختلف واقعیت های کاملا متفاوتی را مسلم فرض می کند واقعیت را درطول تارخ نه تنهاموردتوجه فیلسوفان قرار داشته بلکه موردتوجه جامعه شناسان نیز واقع شده است علم جامعه شناسی به طورعام واقعیت اجتماعی مبحث وموضوع اصلی را تشکیل می دهد که جامعه شناسان مختلف نیز تلقی متفاوتی از ان دارند اما حوزه های از جامعه شناسی که به طور خاص به موضوع واقعیت اجتماعی توجه می کند جامعه شناسی شناخت است جامعه شناسی شناخت باتحلیل ساخت واقعیت سرو کاردارد

 

ترقی اجتماعی، فن سالاری، شیدایی اجتماعی

فرشاد نظری

 ترقی اجتماعی

(Social Progress)

 

اصطلاح ترقی اجتماعی متضمن اندیشه حرکت اجتماعی در جهت و یا به سوی اهدافی است که بهتر تلقی می‌شوند؛ بنابراین ترقی اجتماعی عبارت است از دگرگونی اجتماعی(یا هر حرکت اجتماعی) در جهت هدفی مقبول و یا مورد آرزو. ترقی اصطلاحی است که بیشتر در آثار و نوشته‌های فلاسفه، اقتصاددانان و سیاستمداران تاریخ از جمله در آثار نظریه‌پردازانی چون «کنت»، «اسپنسر» و «مارکس» به چشم می‌خورد. این واژه با نظریه‌های نخستین تکامل اجتماعی و توسعه اجتماعی ارتباط نزدیک داشته است .

 ترقی اجتماعی در جامعه، معانی متعددی را در بر می‌گیرد که می‌توان به نمونه‌های زیر اشاره کرد :

 1 - بهسازی شرایط حیات انسانی؛ شرط لازم در تحقق ترقی اجتماعی، ترقی اقتصادی با فراهم ساختن امکانات رفاهی بیشتر در زمینه‌هایی همچون بهداشت، سلامت، آموزش، مسکن و کار است؛

 2 - بهسازی مناسبات اجتماعی و روابط بین گروهها و طبقات اجتماعی؛ تحقق این نوع ترقی اجتماعی در هز محیط، متضمن خواست افراد جهت گذراندن زندگی بطور دسته‌جمعی و با پذیرش ارزشهای مشترک و نوعی همبستگی کارآ در بین تمامی اعضای یک جامعه است .

 3 - بهسازی و پیشروی جامعه به عنوان یک کل؛ منظور از آن، ترقی جامعه‌ای است که در آن دگرگونیهای گسترده‌ای در ساختها و نهادها، در جهت جذب ترقی فنی و اجتماعی و بسط و تعمیم آن در بین همگان صورت می‌یابد .

  فـن سالاری

(technocracy)

  فـن سالاری یا تکنو کراسی در اصطلاح به حکومت تکنیک اطلاق شده است که در آن نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید بوسیلهٔ صاحبان فن اداره شود. به دیگر سخن فن‌سالاری به مفهوم هواداری از رهبری ارباب فن است که بر ماشینیسم و دانش فنی و مهارت‌های فناورانه تکیه دارد و همان‌ها یعنی مهندسان، دانشمندان و تکنوکرات‌ها باید فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی را رهبری کنند.

 اصطلاح تکنوکراسی یا فن سالاری در سال ۱۹۱۹ توسط ویلیام هنری اسمیت، نویسنده آمریکایی، ساخته شد و با ساخت آن پیشنهاد "حکومت فنکاران" را نیز ارائه کرد. هواداران فنسالاری پس از جنگ جهانی اول به مطالعه وضع اقتصادی ایالات متحده آمریکا پرداختند و یکی از ایشان به نام هووراد اسکات با نوشتن کتاب "مهندسان و سیستم قیمت" اصطلاح تکنوکراسی را رواج داد .

 شیدایی اجتماعی 

(Social mania)

 شیدایی یا جنون اجتماعی که از آن به شیفتگی، میل شدید و شیدایی نیز تعبیر می‌شود، به الگوی رفتار غیر متعارفی که تعداد به‌نسبت کمی از مردم در یک دوره‌ی بسیار کوتاه از خود نشان می‌دهند، اطلاق می‌شود . اکثریت مردم جنون (شیدایی) را رفتار عجیت و غریب می‌دانند. سر و دست شکستن برای یک هنرمند یا ورزشکار محبوب و غش و ضعف رفتن در اوج برخی از مراسم اجتماعی، نمونه‌های شیدایی به‌ شمار می‌آیند.

 در جنون اجتماعی وقتی عده‌ای از مردم، بدون هیچ دلیل آشکاری، دست به عملی زده‌اند؛ که خلاف قانون یا هنجارهای اجتماعی است،

هر اندیشه یا رفتار نامتعارف، می‌تواند، به‌صورت یک بیماری همه‌گیر، اثرات نامطلوبی بر گروه‌ها، شهرها و حتی کل جامعه بگذارد.

عینیت گرایی، اثبات گرایی، ذهنیت گرایی

علی شریفی

 عینیت گرایی

(Objectivity)

 

  اصطلاحی به نسبت جدید در فلسفه است در پایان سدهٔ نوزدهم به کار رفت. عینیت گرایی به معنای قبول این نکته است که ارائه بیان یا بازنمایی عینی از جهان خارجی فیزیکی و اجتماعی کاری است ممکن، و دریافت‌های انسانی از امور هرچه باشد، تفاوتی در آن امور ایجاد نمی‌کند. جهانی عینی مستقل از ذهن، دانایی، و خودآگاهی انسان وجود دارد که قانون‌های خودش را دارد، و انسان باید آن قانون‌ها را بشناسد. این آرمان همه علوم است که باید به سوی‌اش حرکت کنند. عینیت‌گرایی فلسفه‌ای ایجادشده توسط فیلسوف و رمان‌نویس روسی-آمریکایی آین رند است.

   اصول مرکزی عینیت‌گرایی این است که :

  اقعیتی مستقل از خودآگاهی وجود دارد.1

  انسان‌ها از طریق ادراک حسی به طور مستقیم با واقعیت در ارتباطند.2

  3. دانش عینی از ادراک، از طریق فرایند شکل‌گیری مفاهیم و منطق استقرایی به دست می‌آید

 4. هدف زندگی اخلاقی مناسب، پی‌گیری خوشحالی خود (یا خودپرستی عقلایی) است

 5. تنها نظام اجتماعی منطبق بر این اخلاقیات، احترام کامل به حقوق فردی از طریق سرمایه‌داری لسه فر است

  و نقش هنر در زندگی انسان تغییر ایده‌های متافیزیکی از طریق تکثیر گزینشی واقعیت به یک فرم فیزیکی خاص (یک اثر هنری) است، که انسان می‌تواند از طریق احساسات آن را درک کرده و به عنوان واکنش نشان دهد .

 

 اثبات گرایی

(Positivism)

  اثبات‌گرایی (یا پوزیتیویسم یا تحصل‌گرایی) هر گونه فلسفه علم بر اساس این دیدگاه است که در علوم طبیعی و اجتماعی، داده‌های برگرفته شده از «تجربه حسّی» [و تلقی منطقی و ریاضی از این داده‌ها]، تنها منبع همه معرفت‌های معتبر است. داده‌هایی که می‌توان از راه حس‌ها به دست آورد را «شواهد تجربی» گویند.

  اثبات‌گرایی اصطلاحی فلسفی است که حداقل به دو معنیِ متفاوت به کار رفته‌ است. این اصطلاح در قرنِ هجدهم توسطِ فیلسوف و جامعه‌شناسِ فرانسوی اگوست کنت ساخته شده و به کار رفت. کنت بر این باور بود که جبری تاریخی بشریت را به سمتی خواهد برد که نگرشِ دینی و فلسفی از بین رفته و تنها شکل از اندیشه که باقی می‌ماند متعلق به اندیشهٔ قطعی (positive) و تجربی علم است. در این عصرِ جدیدِ تاریخ، نهادهایِ اجتماعیِ مربوط به دین و فلسفه از بین خواهد رفت.

  

ذهنیت گرایی

(Subjectivism)

  ذهن‌گرایی در اصطلاح، رویکرد ذهنی برخورد با واقعیت مورد مطالعه است، آن‌چنان‌که قضاوت­های ارزشی محقق در کار تحقیق راه یابند. ذهنیت گرایان معتقدند که شناخت علمی پدیده های اجتماعی تنها به‌صورت کمی و عینی میسر نیست، بلکه توجه به ابعاد ذهنی در پژوهش های اجتماعی نیز ضرورت دارد.

  ذهنیت گرایی ریشه در ایده آلیسم دارد. ایده آلیسم، آیینی در اندیشه فلسفی است که توسط افلاطون، هگل و کانت مطرح شده است. در این آیین، جهان خارج، بیانی از ذهنیات انسانی است و پدیده­های اجتماعی با میزان تطابق خود با نوع انگاره ای شان سنجیده می شوند در مکتب ایده‌آلیسم تفکر اجتماعی بر این فرض بنا نهاده شده که بین جهان پدیدارها و عالم روحی یا معنوی با دنیای علوم طبیعی و فعالیت­های بشری شکافی پرنشدنی وجود دارد. بنابراین باید میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی فرق گذاشت

بنیاد گرایی، وسایل ارتباط جمعی، افکار عمومی

حسن سواری

بـنـیـاد گــرایی

(Fundamentalism)

 بنیادگرایی بطور جوهری به معنای محور قرار دادن مفاهیم حداکثری دین و یا یک ایدئولوژی در تمام شؤون اندیشه و سبک زندگی است. در مطالعه همسنجشی ادیان، منظور از بنیادگرایی چندین برداشت متفاوت از تفکر و عمل دینی است، از طریق تفسیر تحت‌الفظی متون دینی همانند انجیل یا قرآن و همینطور گاهی نهضت‌های ضدمدرنیست در ادیان گوناگون می‌باشد.

 بنیادگرایی یک پدیده تاریخی است، که صفت بارز آن مقاوت بر سر اصول در قلب فرهنگ است، حتی در جایی که ممکن است فرهنگ به ظاهر تحت تأثیر دین پیروان آن فرهنگ باشد. این اصطلاح همچنین می‌تواند به طور خاص به این باور شخص اطلاق شود که فهم او از متون دین، علی رغم هر امر دیگر و ادعاهای دانشمندان در مورد تناقضات احتمالی، بدون اشتباه و در طول تاریخ همواره درست بوده‌است. در اندیشه بنیاد گرایی این خطر وجود دارد که فرد بخواهد اندیشه خود را (چه دینی و چه غیر دینی) به دیگران تحمیل کند؛ اما از متن و جوهر بنیاد گرایی به خودی خود چنین تحمیلی بیرون نمی‌آید و می‌تواند اجمالاً با احترام به دیگران همراه گردد.

 

 وسایل ارتباط جمعی

(Mass media)

 اصطلاح وسایل ارتباط جمعی از سوی شورای مذهبی واتیکان دوم در چهارم دسامبر 1963، به جای اصطلاح مشترک برای روزنامه ها، مجله ها، رادیو، تلویزیون و سینما به کار می رود. البته باید توجه داشت که علی رغم ارائه ی تعریف مذکور برای وسایل ارتباط جمعی، هنوز روی نوع آن بین صاحب نظران اختلاف است. منظور آن دسته از وسایل ارتباطی است که در تمدن های جدید به وجود آمده است و ویژگی اصلی آنان قدرت و توانایی زیاد و شعاع عمل وسیع است. بنابراین هیچ تردید نیست که شبکه ی رادیویی و تلویزیونی را باید در این ردیف قرار دهیم. سینما را هم می توان به سادگی در همین رده قرار داد، هر چند که این وسیله، تنها گروه های محدودی را در بر می گیرد که در مکان ها و سالن های گوناگون پراکنده اند.

 با توجه به پیشرفت تکنولوژی، تنوع بسیاری در وسایل ارتباط جمعی را شاهد هستیم که علمای ارتباطات هنوز نتوانسته اند مرز دقیقی برای آنها تهیه نمایند. ماهواره، تلفن و به خصوص تلفن همراه، رایانه و cd و دیسکت ها و در نهایت شبکه اینترنت از جمله این موارد هستند." وسایل ارتباطی بسیارند، هر آنچه موجبات تسهیل در ارتباط انسان ها شود، بدین نام خوانده می شود. از زبان گرفته تا رادیو، تلویزیون، مطبوعات، تئاتر، سینما و...". درکتاب های درسی ما بهترین وسیله ارتباط جمعی است که با دقت در انتخاب محتوا، می توان بهترین ارزشها را انتقال داد. حتی جلد دفتر دانش آموز، عروسک و اسباب بازی که او استفاده می کند به نوعی تحت تأثیرگذاری بی حد دارد.

 افکار عـمـومـی

(Public opinion)

 افکار عمومی عبارت است از برآیند گرایش ها و قضاوت های ذهن افراد یک واحد اجتماعی، اعم از گروه، جمعیت، اجتماع یا جامعه نسبت به یک جریان، فرد، سازمان، رویداد، پدیده یا حکومت. به هرحال این دیدگاه افکار عمومی در جمع شکل می گیرد اما حاصل جمع افکار منفرد نیست. به عبارت دیگر افکار عمومی ابراز عقیده در یک مسئله مورد اختلاف است . حاصل جمع افکار فردی نیست، بلکه کنش متقابل فردی و گروهی است که می توا آن را یک تولید اجتماعی نامید.

در پیدایش افکار عمومی عمل آگاهانه، وسایل ارتباط جمعی، احزاب وتشکل های سیاسی و شخصیت ها، رهبران مرئی و نامرئی، همچنین سنت ها، پیش داوری ها، نگرش ها و تجربه های فردی و گروهی موثرند. به علت پیچیدگی های افکار عمومی از نظر تنوع نگرش ها، عقاید و ایدئولوژی ها و احساسات شناخت آن در سطح کلان برای دولت ها و در سطح خرد برای روابط عمومی ها در سازمان های مختلف ضروری است.

ایستا شناسی، پویایی شناسی، هستی شناشس

 احمدرضا چراغی

مقدمه : جامعه شناسی از لحاظ روش ، قلمرو و موضوع مورد مطالعه دارای تقسیمات متعددی است نخستین تقسیم بندی جامعه شناسی که به وسیله ی آگوست کنت پایه گذار این علم به وجود آمد تقسیم جامعه شناسی به ایستا شناسی اجتماعی و پویا شناسی اجتماعی به عبارتی دیگر ایستایی ( static) و پویایی (dynamic) بوده است .

جامعه شناسی ایستا یا سکون

(static sociology) 

جامعه شناسی ایستا ، جامعه را در حال سکون و ثبات در زمان محدود و مکان معینی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می دهد آگوست کنت در تعریف ایستایی جامعه می گوید : مطالعه ایستایی عبارست از بحث و پژوهش پیرامون قوانین و کنش و واکنش بخش های گوناگون نظام اجتماعی همچون : حکومت ، اقتصاد و ... در یک زمان معین .

ایستایی شناسی اجتماعی مانند کارهای فیزیولژیکی بدن انسان است و علم تشریح است که به مطالعه چگونگی سامان یافتن و ترکیب عناصر عناصر متفاوت پیکر اجتماعی می پردازد جامعه شناسی ایستا از یک سو ساخت اجتماعی جامعه را در یک لحظه معین بررسی می کند و از سوی دیگر به تجزیه و تحلیل عنصر یا عناصری که جامعه را تشکیل می دهد می پردازد در این تجزیه و تحلیل جامعه به عنوان یک ارگانیسم در نظر گرفته می شود که کارکرد یک عضو مانند : قلب یا شش را در کل ارگانیسم که این جزء آن است بررسی می شود . مثلا : اگر کارکرد نهاد خانواده و ازدواج را در کل جامعه در مکانی معین و در مدت زمان کوتاه مطالعه کنیم ، بررسی ما در حوزه جامعه شناسی " ایستا " خواهد بود .

 

جامعه شناسی پویا یا حرکتی

(Dynamic sociology) 

جامعه شناسی پویا حرکت ، تحول و دگرگونی های اجتماعی و علل و نتایج و آثار آنها را در طول زمان ، مورد مطالعه قرار می دهد و یکی از جالب ترین و مهم ترین مباحث علم الاجتماع است

جامعه شناسان معتقداند که همان گونه که کوه ها ، پستی ها و بلندی ها و رخسار زمین تغییر شکل می دهند جوامع نیز هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی دچار تغییر و تحول می شوند

هراکلیت " Heraclitus  " برای اولین بار گفت : همه چیز در حال دگرگونی است و هیچ چیز آرام نیست و به یک رودخانه دوبار نمی توان رفت و آگوست کنت با بیان مراحل سه گانه : ربانی ، فلسفی ، و علمی به حالت پویا ، گذر جوامع را در طی زمان بیان داشته است همین طور مارکس و دیگران .

مثلا : اگر سیر تحول تاریخی خانواده و اشکال ازدواج و عوامل موثر در آن در طول زمان طولانی مورد مطالعه قرار گیرد مطالعه ما در حوزه ی جامعه شناسی " پویا " قرار می گیرد .

 

هستی شناسی

(ontology)

 در این نوع  مطالعه جامعه شناسی باید دیدگاه های نظریه پرداز ها و صاحبان اندیشه مکاتب را درباره ی انسان ، جامعه ، و روابط بین آنها جستو جو کرد و سپس مصداق و نمود قوانین هستی شناسی کلی راد ر جهان اجتماعی و انعکاس قوانین طبیعی و یا فوئق طبیعی را در قوانین و سنن اجتماعی پیدا کنیم .

به عبارتی دیگر هستی شناسی  پاسخ به این سوال مهم است :

چه چیزی وجود دارد ؟

برای مثال دیدگاه ارگانیستی اسپنسر و یا دورکیم که تخیل و یا دور کیم که تخیل جامعه شناسی آنها بر اساس اندیشه زیست شناختی و فیزیک دوران خودشان بوده است مبنی بر این است که جامعه موجودیتی  منظم و کلیتی همانگ از اجزا می باشد که در جهت تکامل ساختی و کارکردی پیش می رود .و به همین گونه دیدگاه مارکس از علوم طبیعی و فلسفی زمان خویش تاثیر گرفته است . لذا سه مفهوم در بحث هستی شناسی ریشه مطالعات ایستایی شناسی نظریه پردازان را می سازد تعاریف مربوطبه انسان ، طبیعت یا جامعه و روابط متقابل آنها و مجموع این تعاریف و تجزیه و تجلیل آنها به صورت پویا یا ایستا در حوزه هستی شناسی قرار می گیرند .

سوسیالیسم، مدینه فاضله، مدارای اجتماعی

روژین نقدی

جامعه خواهی یا سوسیالیسم

(Socialism)

 

اندیشه‌ای سیاسی اجتماعی،اقتصادی است ک برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می کوشد جامعه‌ای که درآن تمام قشرهای اجتماع سهم برابر در سود همگانی داشته باشند

 سوسیالیسم در واقعه یا از ریشه ی لاتینی سوسیوس ب معنی همراه،شریک و یا از واژه ی سوسیال گرفته شده به معنی اجتماعی در زبان فرانسه برخی آنرا یک اندیشه و برخی دیگر آنرا نظریه می دانند در واقعه اساس سوسیالیسم انسان است سوسیالیسم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است.

 هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولیدو در واقعه مخالفت با کاپیتالیسم سرمایه داری و اصالت دادن به اجتماع و مخلوقات اجتماعی و کاهش یا حذف تقسیمات طبقاتی است. این مالکیت اجتماعی ممکن است مستقیم باشد یا غیر مستقیم.اگر چه دیدواندیشه درباره‌ی لغو مالکیت خصوصی پیشینه‌ی زیادی در تاریخ دارد ولی جنبش سوسیالیستی بیشتر بعد از شکل گیری جنبش کارگری در قرن 19 اهمیت سیاسی پیدا کرد که در آن قرون حزب های مختلف به جهت از بین بردن مالکیت خصوصی در اروپا و آمریکا شکل گرفت مانند کمونیست،سوسیال،دموکرات در واقع سوسیالیسم حکومت کارگری است برگزاری تظاهرات و راهپیمایه اول ماه مه در دفاع از حقوق کارگران از فعالیت همیشگی حزب سوسیالیست در بیشترکشورهاست و در قرن 20 این احزاب به قدرت رسیدند بطور کلی از دوره رنسانس سوسیالیسم مطرح شد بخصوص در فرانسه و انگلستان که در آن حقوق افراد و زنان و کارگران اهمیت پیدا کرد
انواع سوسیالیسم بنیادگرا،انقلابی،اخلاقی،علمی و اصلاح طلب اند.

 

 

مدینه‌ی فاضله

(Utopia)

 

آرمان شهر درزبان عربی utopiaبرای نخستین بار توسط توماس مور در سال 1516 در کتابی به همان عنوان به کار گرفته شده مفهوم های مشابهی از این واژه در آرای فلاسفه یونان باستان(افلاطون،ارسطو)عرضه شده و در فلسفه ی اسلامی از آن به عنوان مدینه فاضله یاد شده

 آرمان شهر خواهی(utopianism)عبارت است از دلبستگی به ایجاد یا خیال پردازی درباره ی یک نظام اجتماعی آرمانی از زمان افلاطون تاکنون و بسیاری از گروه های دینی و بهبود خواهان سیاسی در اروپا کوشش زیادی را برای بر پا کردن جامعه های آرمانی کرده اند

 ریشه ی واژه ی utopia یونانی است و معنی آن جایی که وجود ندارد یا ناکجاآباد و مرکب است ازouنفی و topos به معنی مکان.

 مدینه ی فاضله جایی است که خرد ورزی و مهربانی همزمان در آن فرمان می رانند مدینه ی فاضله یعنی حکومت شایستگان و در این آرمان شهر گویا گرگ و میش در کنار همند و کس از کس نمی هراسد و در مدینه ی فاضله برابری کامل میان زن و مرد برقرار است و فساد رخنه نکرده و از فقر و ظلم خبری نیست
از جمله ویژگی های مدینه ی فاضله رویایی و خیالی بودن ونظام طبقاتی است

 افلاطون اعتقاد داشت امکان ندارد در هیچ جا چنین حکومتی یافته شود و به عدم تحقق جامعه آرمانی خود تاکید نموده وگفت شاید نمونه آن درآسمان موجود باشد که افراد در آینده بتوانند ازآن سرمشق بگیرند و آیا چنین حکومتی وجود خارجی داشته یا نه دارای اهمیت نیست.

 در جامعه آرمانی افلاطونی رهبری و حاکمیت در دست فیلسوف است بدین علت افلاطون رهبر را فیلسوف می داند که دارای حافظه ی قوی،عاشق حکمت و علم علاقه به راستی و عدالت و... است
اشتراک ثروت وخانواده مریدان که در آن همه ی افراد خورد و خوراکشان مثل هم و به قدرت سیاسی در طبقه ی حاکمان و نگهبانان می نگرد و مالکیت خصوصی را از آنها میگیرد

 :تعلیم و تربیت از همان کودکی تعلیم و تربیت کودکان آغاز میشود و به این صورت تا 18سالگی آشنایی مقدماتی و با ادبیات و موسیقی و ریاضیات بعدتابیست سالگی تعلیمات بدنی و نظامی به آنها داده میشود آنگاه تا 30سالگی به تحصیل علوم ریاضی مشغول وتا 50سالگی به یادگیری فن مناظره و اصول اخلاقی میپردازند و در سن50 این افراد باید به اداره امور کشور و تفکر در مورد کشور بپردازند

 در واقعه آرمان شهر با افلاطون آغاز شد و دو کتاب او جمهور و قوانین بهرحال در کتاب او یک جامعه سوسیالیست را بطور کامل شرح داد اما فارابی در حیطه ی فلسفه اسلامی نخستین فیلسوف سیاسی است و درکتاب آرا اهل مدینه ی فاضله به آرمان شهر گرایی میپردازد

 فارابی شرط اول ریاست مدینه را حکمت می داند از نظر فارابی تعاون بر اموری است که موجب سعادت است را مدینه ی فاضله واقعی که همه ی مدینه ها برای رسیدن به سعادت تعاون داشته باشند را امت فاضله می گویند و طبقات از نظر وی= طبقه ی روسا/طبقه ی متوسط/طبقه ی خدمت گزاران همانگونه که اشاره شد کتابهای افلاطون اجتماعی و سیاسی است اما فارابی بیش ازاجتماعی و سیاسی فلسفی است افلاطون وارد جزئیات میشد اما فارابی کلیات مدینه را از لحاظ فرم و شکل مورد بررسی قرار می دهد وفارابی وارد مباحث نمیشد اما افلاطون وارد مباحث اجتماعی میشد و به عقیدی وی با توجه ب استعداد افردا طبقه وجود دارد اما فارابی معتقد است طبقات خود معین شدند برخلاف فارابی مالکیت خصوصی را که موجب دشمنی بین اغنیا و فقیر است را رد میکند و همه ی اشکال بردگی را مورد انتقاد قرار میدهد و انرا یک امر غیر طبیعی و براساس الهی و حکومت الهی یعنی بر عدالت و مساوات قرار داد.

 در مدینه ی فاضله فارابی به جسم انسان تشبیه کرده مدینه را که قلب همان رئیس مدینه و افلاطون معتقد بود ک حکام و نیروی نظامی باید از داشتن زن و فرزند محروم باشند تا مبادا عشق به آنها مانع انجام دادن وظایف شود اما فارابی اسلامی است و با این موضوع مخالف است جامعه از نظر افلاطون که در آن از عقل و اراده برخوردارند و همه ی انسانها مدنی بالطبع اند و انسانها در زمینه های مختلف مشغول به کار هستند اما فارابی معتقده جوامع گسترده و وسیع انرا می پندارد که جوامع از اقوام و ادیان وسیرتهای متنوع در حال تلاش اند و به عبارت دیگر جامعه نه حاصل یک قوم نه زیر لوای یک دین ونه تحت بینشی واحد و در راه زندگی شهروندان خود ب اسفار اربعه می اندیشد سیری ک انسان به سمت الهی میگیرد

 

مدارای اجتماعی

( Social tolerance )

 

برقراری ارتباط با دیگران از نیازهای فطری و

ذاتی انسان هاست از آنجا که انسانها از لحاظ قومی،نژادی،مذهبی و...باهم متفاوت اند تنها راه برقراری ارتباط سالم و دور از ستیزه جویی وجود مدارای اجتماعی است و موجب همزیستی و راه و روش زندگی مسالمت آمیز را در کنار یک دیگر فراهم می کند.

 جوامع گذشته فرهنگ ها و زبان و در کل عنصر اجتماعی کم بود اما با رشد ارتباطات در همه‌ی زمینه ها بدون وجود مدارای اجتماعی و تحمل عقاید متفاوت تا حدودی غیر ممکن است و اگر افراد اهل مدارا نباشند صلح اجتماعی غیر ممکنه ایران در واقعه کشوری است که هم از لحاظ تاریخی که اقوام گوناگون با مذاهب و فرهنگ های متفاوت واز سوی دیگر پیشرفت رسانه ها و دیگر تاثیرات فرهنگی نیاز ب مدارای اجتماعی دارد و اهمیت فراوان دارد جامعه شناسان برای مدارای اجتماعی تعریف های متفاوت دارند وآنرا در مقابل واژه (tolerance) قرار می دهند و به معنای تحمل اجتماعی،بردباری،تساهل اجتماعی در واقعه تعریف آن مدارا بعنوان عمل آگاهانه فرد یا سازمانی در نظر گرفته شده در خود داری از سرزنش مخالفت یا خشونت علیه اعتقادات دیگر در مقابل مخالفت مدارا شکنی خود داری(کنترلی)است و به معنی رسمیت شناختن دیگری است و پرهیز از بدی انواع تساهل ومدارای را میتوان تساهل عقیدتی:تساهل در مقابل عقاید مختلف/تساهل سازمانی: یک قدم پیشرفته تر از تساهل عقیدتی است که شناسایی حق صاحبان عقاید مختلف/تساهل هویتی: تساهل و مدارا درباره ی ویژگی ها که اختیار نیس-ملیت،جنس،نژاد/تساهل رفتاری: مدارا در مقابل شیوه ی لباس پوشیدن یا روابط اجتماعی انواع دیگر تساهل همچو تساهل دینی،سیاسی،اخلاقی و...است

منابع:

http://www.ajoohe.com/fa/index. php?page=definition!&UID=36204#_ftnref2

http://www.rasekhoon.net/articleshow/963353@%D9%85

محمدآشنائی،علی،1392،جامعه آرمانی قران کریم،قم،موسسه بوستان کتاب چاپ اول

منبع مقاله:سادا ژاندروان(1378)، تساهل در تاریخ اندیشه ی غرب(ترجمه عباس باقری) مجموعه مقالات،تهران،نی

www.amar.org.ir

http://www.yavarfathi.pearsianblog.ir/tag/%D8%Az%D9