آگاهی اجتماعی، جبرگرایی اجتماعی، تضاد اجتماعی
عاطفه رحیمی
آگاهی اجتماعی
( Social consciousness)

در روند تکامل و شکل گیری یک جامعه بعد از مدتی نیازها سر بر می آورند.
این نیازهای اجتماعی باید به بهترین شکل و در بهترین زمان پاسخ داده شوند.اگر در زمانش پاسخ داده نشود تبدیل به یک حفره و عقده میشود.اگر درست پاسخ داده نشود میشود یک بیماری اجتماعی.خیلی از نیازهای پیش از شناسایی به سمت راه حل میروند.راه حلی که خارج از جامعه و به صورت وارداتی آمده و الزاما بهترین پاسخ به آن نیاز نیست.
خیلی از نیازها نیز کاذب و وارداتی است . یعنی جامعه ای نیاز ضروری به آن ندارد.ولی به خاطر توان رسانه خود آگاه جامعه احساس نیاز پیدا میکند که این خیلی مخرب تر است.چرا که نیاز کاذب راه حل کاذب نیز دارد.مانند:(پدیده شوم مصرف گرایی) که نیازی کاذب با راه حلی کاذب است.
وقتی مسئله ای که تاکنون در جامعه نبوده فرصت طرح بیابدجامعه را با توجه به نیازهای خودش آغوش خود را برای آن میگشاید.
اینجاست که جامعه ناآگاه نسبت به قسمت های جذاب آن روی خوش نشان میدهد و دچار جذابیت ها میشود.
امان از روزی که کسی روشنگری نکندو دیگری هم بیاید و روی این جذابیت ها موج سواری کند مانند:(ماجرای ورود مباحث مرتبط به فراماسونری در ایران )که تنها نقطه جالبش نمادشناسی اش است.
بعضی وقت ها نیز یک واقعه خاص جامعه را در حالت جهش غیر عادی قرار میدهدبه جلو یا عقب. مانند:(انقلاب یا جنگ)
اینکه یک جامعه بفهمد و بداند نباید تحت تاثیر شایعه قرار بگیرد نوعی پختگی و آگاهی اجتماعی است.
اینکه افراد آگاهانه به دنبال نیازهای صحیح خود بروند و سعی بر برطرف کردن آن داشته باشند نه اینکه تحت تاثیر جوهای نیاز ساز رسانه ها قرار بگیرند.
جبرگرایی اجتماعی
(Social determinism)

تعین گرایی یا دترمینیسم .یک موضوع فلسفی است که بر طبق آن هر رویدادی از جمله :(شناخت/ رفتار/ تصمیمات/ کنش های آدمی) به صورت زنجیره پیوسته ای ازرخدادهای از پیش تعین شده است.
جبر گرایی: فرضیه ای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیند/ نیز یکی ممکن و شدنی وجود دارد .
معنی دقیق جبرگرایی در طول تاریخ به شکل های مختلفی شرح و تفسیر شده است.
برخی که به آن ها ناسازگاران گفته میشوند به جبرگرایی و اراده آزاد به عنوان دو پدیده ناسازگار و مانعه الجمع نگاه میکنند.
برخی دیگر جبرگراهای نرم هستند و عقیده دارند که این دو ایده را میتوان با یک دیگر مربوط ساخت .
به ناسازگارانی که وجود اراده آزاد را میپذیرند اما جبرگرایی به کلی رد میکنند طرفداران آزادی اراده نام دارند .
ستیزه اجتماعی
(Social confict)
آیا ستیزه یک مفهوم مخرب است یا پدیده ای است سازنده است؟
این سوالی است که نسل اخیر جامعه شناسان را به طور خاص از دهه(50و40 ) قرن بیستم به بعد به خود مشغول داشته است.
گروهی تضاد را به طور کلی پدیده ای مخرب /واگرایانه/ همبستگی زدا میدانند.
گروهی دیگر با نقد دیدگاه تک بعدی دسته اول تاکید بر ( نیمه زشت جامعه) یعنی ستیزه و تضاد اجتماعی مینماید.
دیدگاه اول را تالکوت پارسنز در دهه ی 40 در جامعه شناسی مطرح نموده و تاکنون بسیاری از جامعه شناسان را به خود مشغول داشته است.
چیزی که توسط نظریه پردازان معاصر وی همچون:( رالف دارند ورف) رد میشوند.
دارند ورف و نظریه پردازان متضاد با رد کارکرد گرایی پارسونزی به ( چهره زشت جامعه) پرداخته و تاکید بر تضاد منافع و طبقات در جامعه دارند.در همین فضا: جامعه شناسانی چون: لوئیس آلفرد کوزر توانست با تلفیق دو نظریه فوق از رهگذر اخذ عناصر هر دو تفکر مسلط به نظریه فوق و تک بعدی بودن آنان از هر سو می باشد.




























