سوسیالیسم، مدینه فاضله، مدارای اجتماعی
روژین نقدی
جامعه خواهی یا سوسیالیسم
(Socialism)

اندیشهای سیاسی اجتماعی،اقتصادی است ک برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می کوشد جامعهای که درآن تمام قشرهای اجتماع سهم برابر در سود همگانی داشته باشند
سوسیالیسم در واقعه یا از ریشه ی لاتینی سوسیوس ب معنی همراه،شریک و یا از واژه ی سوسیال گرفته شده به معنی اجتماعی در زبان فرانسه برخی آنرا یک اندیشه و برخی دیگر آنرا نظریه می دانند در واقعه اساس سوسیالیسم انسان است سوسیالیسم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است.
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولیدو در واقعه مخالفت با کاپیتالیسم سرمایه داری و اصالت دادن به اجتماع و مخلوقات اجتماعی و کاهش یا حذف تقسیمات طبقاتی است. این مالکیت اجتماعی ممکن است مستقیم باشد یا غیر مستقیم.اگر چه دیدواندیشه دربارهی لغو مالکیت خصوصی پیشینهی زیادی در تاریخ دارد ولی جنبش سوسیالیستی بیشتر بعد از شکل گیری جنبش کارگری در قرن 19 اهمیت سیاسی پیدا کرد که در آن قرون حزب های مختلف به جهت از بین بردن مالکیت خصوصی در اروپا و آمریکا شکل گرفت مانند کمونیست،سوسیال،دموکرات در واقع سوسیالیسم حکومت کارگری است برگزاری تظاهرات و راهپیمایه اول ماه مه در دفاع از حقوق کارگران از فعالیت همیشگی حزب سوسیالیست در بیشترکشورهاست و در قرن 20 این احزاب به قدرت رسیدند بطور کلی از دوره رنسانس سوسیالیسم مطرح شد بخصوص در فرانسه و انگلستان که در آن حقوق افراد و زنان و کارگران اهمیت پیدا کرد
انواع سوسیالیسم بنیادگرا،انقلابی،اخلاقی،علمی و اصلاح طلب اند.
مدینهی فاضله
(Utopia)

آرمان شهر درزبان عربی utopiaبرای نخستین بار توسط توماس مور در سال 1516 در کتابی به همان عنوان به کار گرفته شده مفهوم های مشابهی از این واژه در آرای فلاسفه یونان باستان(افلاطون،ارسطو)عرضه شده و در فلسفه ی اسلامی از آن به عنوان مدینه فاضله یاد شده
آرمان شهر خواهی(utopianism)عبارت است از دلبستگی به ایجاد یا خیال پردازی درباره ی یک نظام اجتماعی آرمانی از زمان افلاطون تاکنون و بسیاری از گروه های دینی و بهبود خواهان سیاسی در اروپا کوشش زیادی را برای بر پا کردن جامعه های آرمانی کرده اند
ریشه ی واژه ی utopia یونانی است و معنی آن جایی که وجود ندارد یا ناکجاآباد و مرکب است ازouنفی و topos به معنی مکان.
مدینه ی فاضله جایی است که خرد ورزی و مهربانی همزمان در آن فرمان می رانند مدینه ی فاضله یعنی حکومت شایستگان و در این آرمان شهر گویا گرگ و میش در کنار همند و کس از کس نمی هراسد و در مدینه ی فاضله برابری کامل میان زن و مرد برقرار است و فساد رخنه نکرده و از فقر و ظلم خبری نیست
از جمله ویژگی های مدینه ی فاضله رویایی و خیالی بودن ونظام طبقاتی است
افلاطون اعتقاد داشت امکان ندارد در هیچ جا چنین حکومتی یافته شود و به عدم تحقق جامعه آرمانی خود تاکید نموده وگفت شاید نمونه آن درآسمان موجود باشد که افراد در آینده بتوانند ازآن سرمشق بگیرند و آیا چنین حکومتی وجود خارجی داشته یا نه دارای اهمیت نیست.
در جامعه آرمانی افلاطونی رهبری و حاکمیت در دست فیلسوف است بدین علت افلاطون رهبر را فیلسوف می داند که دارای حافظه ی قوی،عاشق حکمت و علم علاقه به راستی و عدالت و... است
اشتراک ثروت وخانواده مریدان که در آن همه ی افراد خورد و خوراکشان مثل هم و به قدرت سیاسی در طبقه ی حاکمان و نگهبانان می نگرد و مالکیت خصوصی را از آنها میگیرد
:تعلیم و تربیت از همان کودکی تعلیم و تربیت کودکان آغاز میشود و به این صورت تا 18سالگی آشنایی مقدماتی و با ادبیات و موسیقی و ریاضیات بعدتابیست سالگی تعلیمات بدنی و نظامی به آنها داده میشود آنگاه تا 30سالگی به تحصیل علوم ریاضی مشغول وتا 50سالگی به یادگیری فن مناظره و اصول اخلاقی میپردازند و در سن50 این افراد باید به اداره امور کشور و تفکر در مورد کشور بپردازند
در واقعه آرمان شهر با افلاطون آغاز شد و دو کتاب او جمهور و قوانین بهرحال در کتاب او یک جامعه سوسیالیست را بطور کامل شرح داد اما فارابی در حیطه ی فلسفه اسلامی نخستین فیلسوف سیاسی است و درکتاب آرا اهل مدینه ی فاضله به آرمان شهر گرایی میپردازد
فارابی شرط اول ریاست مدینه را حکمت می داند از نظر فارابی تعاون بر اموری است که موجب سعادت است را مدینه ی فاضله واقعی که همه ی مدینه ها برای رسیدن به سعادت تعاون داشته باشند را امت فاضله می گویند و طبقات از نظر وی= طبقه ی روسا/طبقه ی متوسط/طبقه ی خدمت گزاران همانگونه که اشاره شد کتابهای افلاطون اجتماعی و سیاسی است اما فارابی بیش ازاجتماعی و سیاسی فلسفی است افلاطون وارد جزئیات میشد اما فارابی کلیات مدینه را از لحاظ فرم و شکل مورد بررسی قرار می دهد وفارابی وارد مباحث نمیشد اما افلاطون وارد مباحث اجتماعی میشد و به عقیدی وی با توجه ب استعداد افردا طبقه وجود دارد اما فارابی معتقد است طبقات خود معین شدند برخلاف فارابی مالکیت خصوصی را که موجب دشمنی بین اغنیا و فقیر است را رد میکند و همه ی اشکال بردگی را مورد انتقاد قرار میدهد و انرا یک امر غیر طبیعی و براساس الهی و حکومت الهی یعنی بر عدالت و مساوات قرار داد.
در مدینه ی فاضله فارابی به جسم انسان تشبیه کرده مدینه را که قلب همان رئیس مدینه و افلاطون معتقد بود ک حکام و نیروی نظامی باید از داشتن زن و فرزند محروم باشند تا مبادا عشق به آنها مانع انجام دادن وظایف شود اما فارابی اسلامی است و با این موضوع مخالف است جامعه از نظر افلاطون که در آن از عقل و اراده برخوردارند و همه ی انسانها مدنی بالطبع اند و انسانها در زمینه های مختلف مشغول به کار هستند اما فارابی معتقده جوامع گسترده و وسیع انرا می پندارد که جوامع از اقوام و ادیان وسیرتهای متنوع در حال تلاش اند و به عبارت دیگر جامعه نه حاصل یک قوم نه زیر لوای یک دین ونه تحت بینشی واحد و در راه زندگی شهروندان خود ب اسفار اربعه می اندیشد سیری ک انسان به سمت الهی میگیرد
مدارای اجتماعی
( Social tolerance )

برقراری ارتباط با دیگران از نیازهای فطری و
ذاتی انسان هاست از آنجا که انسانها از لحاظ قومی،نژادی،مذهبی و...باهم متفاوت اند تنها راه برقراری ارتباط سالم و دور از ستیزه جویی وجود مدارای اجتماعی است و موجب همزیستی و راه و روش زندگی مسالمت آمیز را در کنار یک دیگر فراهم می کند.
جوامع گذشته فرهنگ ها و زبان و در کل عنصر اجتماعی کم بود اما با رشد ارتباطات در همهی زمینه ها بدون وجود مدارای اجتماعی و تحمل عقاید متفاوت تا حدودی غیر ممکن است و اگر افراد اهل مدارا نباشند صلح اجتماعی غیر ممکنه ایران در واقعه کشوری است که هم از لحاظ تاریخی که اقوام گوناگون با مذاهب و فرهنگ های متفاوت واز سوی دیگر پیشرفت رسانه ها و دیگر تاثیرات فرهنگی نیاز ب مدارای اجتماعی دارد و اهمیت فراوان دارد جامعه شناسان برای مدارای اجتماعی تعریف های متفاوت دارند وآنرا در مقابل واژه (tolerance) قرار می دهند و به معنای تحمل اجتماعی،بردباری،تساهل اجتماعی در واقعه تعریف آن مدارا بعنوان عمل آگاهانه فرد یا سازمانی در نظر گرفته شده در خود داری از سرزنش مخالفت یا خشونت علیه اعتقادات دیگر در مقابل مخالفت مدارا شکنی خود داری(کنترلی)است و به معنی رسمیت شناختن دیگری است و پرهیز از بدی انواع تساهل ومدارای را میتوان تساهل عقیدتی:تساهل در مقابل عقاید مختلف/تساهل سازمانی: یک قدم پیشرفته تر از تساهل عقیدتی است که شناسایی حق صاحبان عقاید مختلف/تساهل هویتی: تساهل و مدارا درباره ی ویژگی ها که اختیار نیس-ملیت،جنس،نژاد/تساهل رفتاری: مدارا در مقابل شیوه ی لباس پوشیدن یا روابط اجتماعی انواع دیگر تساهل همچو تساهل دینی،سیاسی،اخلاقی و...است
منابع:
http://www.ajoohe.com/fa/index. php?page=definition!&UID=36204#_ftnref2
http://www.rasekhoon.net/articleshow/963353@%D9%85
محمدآشنائی،علی،1392،جامعه آرمانی قران کریم،قم،موسسه بوستان کتاب چاپ اول
منبع مقاله:سادا ژاندروان(1378)، تساهل در تاریخ اندیشه ی غرب(ترجمه عباس باقری) مجموعه مقالات،تهران،نی